ژوئن 17 2008

پرچم

دسته: عکاسیphoto @ 4:27 ق.ظ

tadig.jpg

پرچم در زبان فارسی دو معنا دارد: پرچمی که مال گل است، و پرچمی که نماد است.


نوامبر 19 2007

پرسپکتیو

دسته: عکاسیphoto @ 4:44 ق.ظ

قائم شهر، تیر 1385

این عکس یک محصول مشترک است. آن را به اتفاق این آقا برداشتیم. یادش به خیر. مأموریت ساری دوران تالیا.


جولای 06 2007

سیاره ی شازده کوچولو

دسته: عکاسیphoto @ 7:26 ب.ظ

سوییس، لوزان، دانشگاه ای پی اف ال - اسفند 1385

اینجا یکی از صحن های دانشگاه EPFL در لوزانِ سوییس است. البته ساختمان های اصلی اش یک مقدار آن طرف تر هستند. این عکس را به آهنگ پانورامای استوانه ای برداشته بودم. اما با قدری ماله کشی کروی اش را هم جواب داده.

عکس هایی از این دست، سیاره ی پهناور ما را از منظر تنگِ جایی که ایستاده ایم نشان می دهند. انگار که محیط دورتادور مان کش بیاید و مثل یک لباس به تن کره ی زمین پوشانیده شود.  پس بی سبب نیست اگراین گونه عکس ها آدم را به یاد سیاره ی شازده کوچولو بیاندازد.

مرتبط: شعرِ سفر


جولای 01 2007

تطهیر

دسته: عکاسیphoto @ 12:01 ق.ظ

خیابان عباس آبادِ تهران - اردی بهشت 1386


ژوئن 24 2007

پسرانه

دسته: عکاسیphoto @ 1:54 ق.ظ

نشتارود - آبان 1385

مرکز آموزشی پیش دانشگاهی پسرانه تابش نور – نشتارود


ژوئن 17 2007

عینک

دسته: عکاسیphoto @ 5:24 ق.ظ

تهران، محله ی خاوران - پاییز 1385

در عجب ام از این مردم که ترجیح می دهند پول شان را پیش دکتر چشم پزشک حرام کنند، اما از اول به بقالی های معتبر رجوع نکنند. 


ژوئن 10 2007

دسته: عکاسیadmin @ 1:03 ق.ظ

تهران - مهر 1384


مه 20 2007

جهانگیر رزمی

دسته: عکاسیadmin @ 5:49 ب.ظ

عکاس ایرانی ای که عکس تکان دهنده اش از جوخه های آتش کردستان جایزه ی پولیتزر عکاسی خبری سال 1980 را از آنِ خود کرد، فردا در دانشگاه کلمبیای شهر نیویورک با 27 سال تأخیر جایزه اش را دریافت خواهد کرد.

جهانگیر رزمی، تنها صاحب گمنام تاریخ 91 ساله ی جایزه ی پولیتزر، چند روزی است که ایران را به قصد دریافت پرافنخار ترین جایزه ی جهان در رشته ی خود ترک کرده است. وی چندی پیش و البته  به مدد پیگیری های مصمم جاشوا پراگر خبرنگار وال استریت ژورنال، با مقاله ی راز تاریخی یک عکس تکان‌دهنده (برگردان فارسی) سکوت طولانی اش را در مورد این عکس شکست و خبرساز شد. شاید افزون بر وسوسه برانگیزی این جایزه، همین سکوت طولانی بود که عکاس های خوشنام و پرسابقه ای را بر آن داشت که از خیلی چیزها چشم بپوشند تا افتخار آن را به نام خود کنند.

هفته ای که گذشت را سرگرم راه اندازی وب سایت رسمی جهانگیر رزمی بودم. بیشتر این وقت هم به طبقه بندی عکس های پرشمار او گذشت. در این سایت فعلا می توانید عکس های سال های 1357 تا 1364 را در دو زیر گروه انقلاب و جنگ مشاهده کنید. هر چند که اینها متأسفانه بخش کوچکی از تجربه ی عکاسی رزمی را تشکیل می دهند؛ بیشتر عکس های او در گرو روزنامه ی اطلاعات است و برای او هیچ گونه دسترسی به آن وجود ندارد. رایزنی های وی با این روزنامه – که شانزده سال برای آن کار کرده بود – به منظور دریافت نگاتیو یا هر گونه کپی از عکس های اش بی سرانجام ماند. این شد که ما نیز به ناچار از بخش عمده ای از آرشیو چشم پوشیدیم و وبگاهی  که می بینید را با همان عکس هایی بالا بردیم که عکاس، نسخه ی ظاهر شده یا روزنامه ی چاپ شده ی آنها را در اختیار داشت و این با عرض پوزش، علت عمومی کیفیت نامطلوب برخی از گالری هاست.

پ.ن. ایشان، همسرِ تنها عمه ی من است، اما از عموهایم بارها به خانواده ی ما نزدیک تر است. از زمانی که در کودکی من، عموهایم یک به یک ایران را ترک کردند، خانواده ی او تنها بستگان ما در این شهر بودند و از این روست که اینک همسایه ایم. رازِ قطعه عکس گمشده هم  مسأله ای امنیتی بود که بزرگ تر هایمان می دانستند و البته هر کوچک تری که چون من کنجکاوی می کرد می توانست بداند. من دیونی شخصی به او دارم که خود نمی داند؛ من بهترین عکس های دوران کودکی ام را  مدیون او هستم. پیشتر از این نیز که ویدئو به ایران بیاید، ساعات خوبی از کودکی ام را با دستگاه آپارات او  گذراندم؛ با کارتون هایی که همه ی شخصیت های شان را خودش با صداهای مختلف دوبله کرده بود. به جز اینها  چیز دیگری هم هست، گمان می کنم از بین همسالان من در ایران، کمتر کسی تصویر متحرکی از خردسالی و کودکی خود دیده باشد. من به لطف دوربین سوپر 8 وی چنین فیلم هایی را  در اختیار دارم.

در اینجا رزمی فیلم های سوپر 8 خود را از دوران انقلاب و جنگ با دستگاه آپارات پخش می کند. رویدادهای زیادی در این دوران ها هستند که تنها او از آنها فیلم در اختیار دارد:

تهران - اسفند 1385

تهران - اسفند 1385


آوریل 01 2007

جوجه طلایی

دسته: عکاسیphoto @ 9:54 ق.ظ
 آمستردام Red Light Zone - فروردین 1385

جوجه جوجه طلایی
نوک ات سرخ و حنایی
تخم خود را شکستی
چگونه بیرون جستی؟
گفتا: جایم تنگ بود
دیوارش از سنگ بود
با نوک زدم شکستم
از آنجا بیرون جستم…


مارس 28 2007

سه غروب: سِن، کیش،‌ کارون،

دسته: عکاسیphoto @ 10:15 ب.ظ

پاریس - اسفند 1385


برگ پسین »