جولای 01 1997

خدا یا منطق

دسته: فلسفهadmin @ 1:16 ق.ظ
بسيار شنيده‌ايم‌ كه‌ خدا آفريدگار همه‌ چيز است‌. زمين‌، آسمان‌، درختان‌، آدم‌ها و … همه‌ آفريدگان‌ اويند. فكر چه‌؟ فكر را هم‌ او آفريده‌ است‌. نيك‌ و بد چه‌؟ نيك‌ و بد را هم‌ خدا خلق‌ كرده‌. قوانين‌ طبيعت‌ چه‌؟ البته‌! آنها را هم‌ خدا وضع‌ كرده‌ است‌. خداوند خالق‌ همه‌ چيز و واضع‌ همه‌ي‌ قوانين‌ است‌. منطق‌ دودويي‌ را هم‌ خدا آفريده‌ است‌؟ يعني‌ اينكه‌ قانون‌ را كه‌ هر گزاره‌اي‌ يا درست‌ است‌ و يا نادرست‌ و قوانيني‌ كه‌ در پي‌ دارد هم‌ به‌ اراده‌ي‌ او است‌؟ روشن‌ است‌ كه‌ اين‌ هم‌ اراده‌ي‌ اوست‌. خدايي‌ كه‌ ما مي‌شناسيم‌ آن‌ قدر بزرگ‌ است‌ كه‌ همه‌ چيز را آفريده‌ و همه‌ي‌ قوانيني‌ كه‌ به‌ دست‌ انسان‌ كشف‌ شوند و يا نه‌ او وضع‌ كرده‌ است‌.
اما مشكلي‌ وجود دارد. اين‌ منطق‌ دودويي‌ است‌ كه‌ مي‌گويد يك‌ گزاره‌ يا درست‌ است‌ و يا نادرست‌. همان‌ است‌ كه‌ مي‌گويد هر چيزي‌ يا وجود دارد و يا ندارد. اينكه‌ ما ادعا مي‌كنيم‌ خدا وجود دارد، خود ادعايي‌ منطقي‌ است‌. حال‌ اگر خداوند منطق‌ جهان‌ را بر آن‌ مي‌نهاد كه‌ درستي‌ هر گزاره‌اي‌ دو حالت‌ ندارد و بلكه‌ بر پنج‌ حالت‌ است‌، آنگاه‌ هم‌ مي‌توانستيم‌ بگوييم‌ خدا وجود دارد. پيش‌ از آنكه‌ خداوند اوضاع‌ جهان‌ را بر منطق‌ دودويي‌ قرار دهد، آيا وجود نداشت‌. به‌ نظر مي‌رسد كه‌ اين‌ جمله‌ بي‌معنا است‌. براي‌ آنكه‌ ما از وجود يا عدم‌ وجود چيزي‌ بحث‌ كنيم‌ بايد در جهاني‌ زندگي‌ كنيم‌ كه‌ در آن‌ منطق‌ دودويي‌ حكمفرما باشد. بنابراين‌ پيش‌ از آنكه‌ خداوند منطق‌ را بيافريند نمي‌توانستيم‌ بگوييم‌ خدا وجود دارد ولي‌ هم‌اكنون‌ كه‌ آن‌ را آفريده‌ است‌ مي‌توانيم‌ بگوييم‌. پس‌ اين‌ منطق‌ است‌ كه‌ به‌ خدا وجود داده‌ است‌.
به‌ نظر مي‌رسد كه‌ در آفرينش‌ جهان‌ رويداد جالبي‌ رخ‌ داده‌ است‌. دو پديده‌اي‌ كه‌ ما مي‌شناسيم‌ و آنها را خدا و منطق‌ مي‌ناميم‌. هيچ‌ يك‌ وجود نداشته‌اند و در يك‌ لحظه‌ ناگاه‌ هر دو به‌ وجود مي‌آيند. خدا منطق‌ را مي‌آفريند و منطق‌ نيز به‌ خدا وجود مي‌بخشد. پس‌ چرا خدا را منطق‌ نناميم‌ و منطق‌ را خدا؟ تقارن‌ بي‌مانندي‌ كه‌ بين‌ اين‌ دو مفهوم‌ وجود دارد چگونه‌ معنا كنيم‌؟ آيا بهتر نيست‌ از اين‌ پس‌ به‌ جاي‌ خدا همان‌ منطق‌ دودويي‌ را بپرستيم‌؟