آگوست 11 2001

باز هم کنفرانس ننگين برلین

دسته: سیاستadmin @ 4:11 ب.ظ

پخش فيلم کنفرانس برلين از سيماي جمهوري اسلامي ايران محور بحث ها و منازعات سياسي روز کشور شده است. در قبال اين فيلم و محتويات آن نيز اظهار نظرها و جبهه گيري هاي گوناگوني نيز ابراز گرديده است. هدف اين سياهه آن است که با چشم پوشي از اين جبهه گيري ها نگاهي ساده از بيرون به جريان بهاي سياسي ايران امروز انداخته و وجوه مشترک آنها را که معمولا در تفاوت هاي شان حل مي شوند به چشم نمي آيند نظاره کند. هدف نشان دادن اين موضوع است که هيچ يک از جريان هاي سياسي داخل يا خارج کشور نه تنها فاقد خويشتنداري سياسي اند، بلکه در برخورد با يکديگر منطقي جز فحاشي و اهانت ندارند. آنها يکديگر را (هر چند که متفاوت باشند) به همسويي با هم متهم کرده و براي خود دشمن تراشي مي کنند. در اين راه هر يک براي تحريک احساسات مردم دستاويزي درخور دارند، در حالي که حقيقتا هيچ يک به مردم نمي انديشند و دستيابي به قدرت و حفظ آن يگانه هدف شان است.
جريان هاي سياسي ايران را مي توان به شيوه هاي گوناگون دسته بندي کرد. به نظر مي رسد که رايج ترين شيوه، طبقه بندي از نظر موضع گيري آنها درباره ي حکومت کنوني کشور (نظام جمهوري اسلامي) است. با اين ملاک گروه ها و جريان هاي سياسي داخل و خارج کشور را مي توان به سه دسته ي کلي بخش نمود. آزمون اصلي شناسايي اين گروه ها از يکديگر را مي توان در قالب يک پرسش بيان نمود: در مواجهه با حکومت کنوني ايران چه شيوه اي را بايد در پيش گرفت؟ گروه نخست به صيانت معتقد است، گروه دوم به اصلاح باور دارد و گروه سوم پيشنهاد براندازي مي دهد:

گروه نخست؛ جريان محافظه کار: جرياني است که در داخل يا خارج از حاکميت با برقراري نظام جمهوري اسلامي کاملا موافق بوده و اصلاح در ساختار و قوانين آن را بر نمي تابد.
افراد منتسب به اين جريان به حفظ و صيانت وضعيت کنوني تمايل شديد دارند. اين جريان ها بسياري از اهرم هاي قدرت داخل کشور را به دست گرفته اند و بديهي است که به هر گونه تغييري درتوزيع قدرت (اصلاحات از ان جمله است) روي خوشي نشان ندهند.

گروه دوم؛ جريان اصلاح طلب: اساس نظام را مي پذيرد ولي آن را نيازمند پاره اي از اصلاحات مي داند. گروه ها و شخصيت هاي منتسب به اصلاح طلبان، اگر چه هم و غم خود را روي ايجاد تغييرات کلي در نظام گذاشته اند، اما هرگز نتوانسته اند در شرايط حساس نگراني شديد خود را از به خطر افتادن نظام اسلامي پنهان کنند. اين جريان، امروز بخش هاي قابل توجهي از قدرت را به دست دارد و به نظر مي رسد که اين سهم در صورت پيشفت طبيعي اوضاع رو به افزايش نهد.

پس از پخش فيلم کنفرانس اظهار نظرهايي از تريبون هاي مختلف منتظر شد که نشان از اختلاف نظر فاحش و شکاف فراخ فکري و عملي بين جريان هاي سياسي يادشده داشت. اما در پس همه ي اين بيانات نقاط مشترکي خودنمايي مي کرد که حاکي از شعور نازل سياسي، منطق سست، ادبيات خشن و نگاه ابزاري به چارچوب هاي ارزشي مورد پذيرش همه ي اين فعالان بود. و اينک نگاهي به نقاط تاريک مشترک:

گروه سوم؛ جريان برانداز: اين جريان با نظام جمهوري اسلامي از اساس مخالف بوده و آن را نه شايسته ي بقا مي داند و نه بايسته ي اصلاح. نيروهاي اين جريان اگر سلطنت طلب نباشند دربرگيرنده ي طيف هاي گوناگوني اند که عمدتا با توجه به نقش شان در براندازي رژيم گذشته خواهان سهم خود هستند.
پس از پخش فيلم کنفرانس اظهار نظرهايي از تريبون هاي مختلف منتظر شد که نشان از اختلاف نظر فاحش و شکاف فراخ فکري و عملي بين جريان هاي سياسي يادشده داشت. اما در پس همه ي اين بيانات نقاط مشترکي خودنمايي مي کرد که حاکي از شعور نازل سياسي، منطق سست، ادبيات خشن و نگاه ابزاري به چارچوب هاي ارزشي مورد پذيرش همه ي اين فعالان بود. و اينک نگاهي به نقاط تاريک مشترک:

هوچي گري و کاربرد ادبيات خشن عليه مخالف: اين اقدام اساسي ترين سلاح گفتاري جريان هاي سياسي يا شده است و به اين منظور به کار مي رود که احساسات شنونده را تحريک کرده و خلاهاي منطقي موجود در گفته هاي شان را پوشش دهد:
جريان نخست (محافظه کاران) در اقدامي يکپارچه و هماهنگ شرکت گروهي از فريب خوردگان، الت دستان، جيره خواران غرب و هواداران اصلاحات امريکايي (احتمالا منظور يا اشغال کنندگان سفارت است يا اپوزيسيون کمونيست هاي کارگري!) در کنفرانسي که توسط يک سازمان صهيونيستي و با شرکت مطرودان ملت برگزار شده محکوم مي کند. اين جريان همچنين اصلاح طلبان را به بي بند و باري متهم کرده و به کرات سخن از اين به ميان مي آورد که آزادي مورد خواست اصلاح طلبان آزادي برهنگي است.
واکنش جريان دوم (اصلاح طبان) در اين قبال متنوع تر است. برخي از گروه ها و اشخاص که به مدد برخي موضع گيري هاي مردمي اخيرا به رأي همين مردم کرسي هاي قابل توجهي در مجلس به دست آورده اند، ضمن محکوم کردن اظهارات ننگين و خفت بار گروهي از مدعيان خودخوانده ي دوم خرداد، شرکت آنان را در اين گونه کنفرانس ها زير سؤال برده و از اصلاح طلبان حقيقي درخواست مي کنند که فاصله ي منطقي خود را بااينگونه افراد حفظ کنند. برخي ديگر نيز ضمن هشدار به بحران سازان گروه هاي برانداز را به شدت تکفير کرده و حساب خود را از ايشان جدا مي کنند. در همين هنگام سيل محکوميت هاي شديدي (با کليدواژگاني که به ادبيات جريان نخست مي ماند) عليه طيف هاي گوناگون مخالفان جمهوري اسلامي مستقر در خارج کشور در روزنامه هاي اصلاح طلبان به چاپ مي رسد: منافقين، رقاصگان هرزه، مخالفان آزادي و دينداري، خشونت طلبان، تروريست ها … آنان به تکفير براندازان بسنده نمي کنند چرا که منافع آنان بيش از آنکه توسط اين گروه به خطر افتد، مورد تهديد گروه نخست است. از اين رو ضمن انتقاد از سيما که تحت کنترل نومحافظه کاران است به کرات از خشونت طلبي و بحران سازي جناح اقتدارگرا، انحصار طلب و تماميت خواه سخن مي گويند.
جريان سوم (براندازان) نيز ضمن مزدور ناميدن شركت كنندگان كنفرانس از پرتاب اشياي گوناگون و نثار دشنام و توهين به آنان دريغ نمي ورزد. برخي از گروه هاي برانداز شركت كنندگان اين كنفرانس را عمله و اكره ي نظام ضد دموكراتيك ولايت فقيه و فرومايگان سازشكار با ارتجاع و دلالان و كارچاق كن هاي نظام استبدادي خوانده و اعتراض تعداد زيادي از ايرانيان آزادي خواه را در كنفرانس موجب رو شدن دستان خون آلود اين مدعيان دروغين اصلاح مي دانند.
بنابراين به نظر مي رسد كه  هر سه جريان در اين مقطع بيش از پيش نشان دادند كه نه تنها ذره اي تحمل يكديگر را ندارند، بلكه در برخورد با يكديگر منطق خود را به زمين گذارده و به فحاشي روي مي آورند. متأسفانه هيچ جرياني خود را از اين قاعده مستثنا نكرد.

هدف وسيله را توجيه مي كند: اين يكي را هم ظاهرا همه قبول دارند:
جريان محافظه كار كه همواره خود را دلسوز دين و ارزش هاي اسلامي مورد توجه مردم نشان داده است، ‌از اقدام سيما در پخش صحنه هاي رقص يك زن و برهنه شدن كامل يك مرد در نيمه ي اول ماه محرم قدرداني مي كند (دست كم چرخش نوك آلت مردانه ي رقاص براي چند ثانيه چشم هر بيننده اي را خيره مي كرد). اين در حالي است كه اين جريان در مطبوعات اصلاح طلبي را كه تصاويري شبهه ناك منافات با عفت عمومي را منتشر مي كنند،‌ به راحتي تخته مي كند.
از سوي ديگر اكثريت قريب به اتفاق اصلاح طلبان ضمن محكوم كردن اقدامات ضد اخلاقي صورت گرفته در كنفرانس، اقدام صداوسيما را در هنگامي كه امت مسلمان ايران در سوگواري سالار شهيدان به سر مي برند اقدامي زشت و زننده و از منكرات مسلم توصيف كردند و نشان دادند كه در مايه گذاشتن از دين و شرف و اخلاق از ديگران كم نخواهند آورد. در اين برهه أنان همدنين به سخنان وحىت بخش رهبر حكومت نيز بسيار مي آويزند.
براي آنكه بدانيم جريان برانداز نيز از به كاربردن هر وسيله اي براي دستيابي به اهداف اش ابايي ندارد، كافي است كه به برهنه شدن كامل يك مرد و زن و رقصيدن و دست افشاني گروهي در داخل سالن كنفرانس و در ميان سخنراني اشاره كنيم كه جلسه را برهم زد.

همه بر عليه ما: نكته ي ديگري كه در واكنش جريان هاي سياسي مشهود است، ادعاي آنان است مبني بر اتحاد و همسويي جريان هاي ديگر. بدين وسيله آنان ضمن متحد انگاشتن جريان هاي مخالف اقدام به خودزني و  مظلوم نمايي مي كنند، گويي كه مي خواهند ژرده از توطئه اي بردارند. هر يك از اين سه جريان، آن دو ديگر را به همسويي با يكديگر متهم مي كند در حالي كه ناسازگاري تا حدي است كه تباني بين آنها مگر در حالات خاص ناممكن به نظر مي رسد:
محافظه كاران از نفوذ بيگانگان و عناصر برانداز در نظام و در لباس اصلاح طلبان سخن مي گويد و حضور عناصري تحت عنوان اصلاح طلب را در كنفرانس ننگين برلين گواهي بر مدعاي خويش دانسته و از دشمنان در لباس دوستان سخن به ميان مي آورد.
اصلاح طلبان در اقداماتي شگفت تر بنيادگرايان و براندازان را همسو شمارده و كنفرانس را گواهي بر اين مي داند كه خشونت طلبان داخلي از تخم و تركه ي براندازان ضد اصلاح خشونت گرا هستند. اين جريان دائما از خط واحد خشونت به سردمداري جناح انحصار و نيز اپوزيسيون برانداز نام مي برد.
محافظه كاران نيز اصلاح طلبان را مزدوران نظام، سوپاپ اطمينان و ابزاري پوسيده براي پوشاندن فساد نظام و بقاي عمر آن معرفي مي كنند.

جمله ي اين تشابهات دال بر اين است كه مشكل اساسي جامعه ي ما همانا مشكل سياستمداران ما است. امروز، بيشتر ما چنين مي انديشيم كه حل مشكلات قدرت سياسي در گرو اين مسأله است كه جريان مورد حمايت ما بر ديگري غلبه كند و تنها آموخته ايم كه زورآزمايي آنها را به نظاره نشسته و به تشويق بپردازيم، اما به نظر مي رسد كه تا زماني كه خود جريان هاي سياسي اين نقاط ضعف مشترك را در خودشان شناسايي نكرده و به حل آنها اقدام ننمايند، اميدي به بهبود فضاي سياسي كشور نخواهد بود.