اکتبر 03 2001

شجره نامه

دسته: شخصیadmin @ 12:11 ق.ظ


اکتبر 01 2001

فوتبال و هيجانات ملي

دسته: سیاستadmin @ 11:48 ق.ظ

به روال هميشه برد و باخت تيم ملي فوتبال در راه رسيدن آن به جام جهاني دغدغه اي همگاني شده است. درهيچ زمينه ي سياسي، فرهنگي و اجتماعي نمي توان اين همه اتفاق نظر را يافت که در اين مورد يافت مي  شود. اما در اين روز ها اين اتفاق نظرها خود را در قالب ابراز هيجانات ملي و شادي هاي عمومي توأم با کنش هاي غيرطبيعي نشان داده است. در اين رابطه مي توان به چند مورد اشاره کرد:

1- ورزش در سطح حرفه اي اعتبارش را از مردم مي گيرد. رقابت هاي ورزشي بدون در نظر گرفتن بازتاب بيروني و مردمي آن فاقد ر گونه ارزشي است و تنها به جابه جايي تعدادي آدم براي کسب امتيازهاي قراردادي مي ماند. از اين رو بايد به هيجانات مردمي نه به عنوان يک نيروي منفي که يک پتانسيل مثبت نگريست.
2- روند شادي ها و ابراز هيجانات مردمي در اين روزها همراه با تخريب اموال عمومي از سوي عده اي بوده است.
3- کنش هاي غير طبيعي مردم مانند سر دادن شعارهاي معترضانه، تخريب اموال عمومي و رويارويي آشکار با نيروي انتظامي، در روندي کاملا طبيعي و خودجوش پديد آمده و بر خلاف باور طرفداران نظريه هاي توطئه در پس آنها هيچ  دستي وجود ندارد.
4- اين کنش هاي غيرطبيعي مسؤولان را نيز به واکنش وا داشته است. سخنان مسؤولانبلندپايه در مورد ابراز شادي معقول و پرهيز از اغتشاش، صدور اطلاعيه ي نيروي انتظامي مبني بر همدلي با مردم ايران ضمن برخورد جدي با آشوب طلبان و زمزمه ي تشکيل دادگاه هاي ويژه ي اغتشاش با مجازات هاي سنگين از آن جمله است.
5- بر خلاف بحران هاي گذشته که در آنها بيشتر دانشجويان و فرهيختگان در جايگاه سرکوب شونده قرار داشتند، در اين مورد علمه ي مردم از اقشار مختلف حضور دارند. بنابراين برخلاف اعتراضات دانشجويي که در آنها تخريب اموال عمومي توسط گروه هاي فشار و در روندي برنامه ريزي شده و به منظر لوث کردن جنبش صورت مي پذيرفت، در اين موارد تخريب ها و نمودهاي نامعقول هيجانات ملي توسط گروهي از مردم صورت مي گيرد.
6- در گذشته منتقدين جشن هاي خودجوش ملي يا در زمره ي طرفداران انديشه هاي بنيادگرا بودند که شادي را به طور کلي مذموم مي دانند، بويژه که توأم با رفتارهاي غيرشرعي باشد و يا کساني بودند که از اتحاد مردم در بيرون  از سايه ي پرچم خود هراس دارند. اما اين بار کساني که مردم را به آرامش فرا مي خوانند تنها از اين قماش نيستند.
7- به نظر مي رسد اين بار برآيند موضع گيري هاي مردمي چندان منطقي نيست و از اين رو اگر نيروهايي چون نيروي انتظامي بخواهند با حداکثر آرامش و گذشت جشن شادي مردم را کنترل کنند، باز هم کامياب نخواهند بود. هر چند که فکر امروز را بايد در خوابگاه کوي دانشگاه مي کردند.
8- عدم ارتباط فوتبال با رفتارهاي آشوب طلبانه، محتواي شعارها و اقدامات آنارشيستي نشان دهنده ي آن است که برد و باخت تيم فوتبال تنها بهانه اي است. بايد اين بهانه جويي ملي را ريشه يابي کرد و پاسخي شايسته به آن داد، در غير اين صورت امکان فراگيرتر شدن بحران زياد است.
9- بررسي اين ريشه ها را به مجاني ديگر وا مي گذاريم. تنها چيزي که مي توان گفت اين است که علاوه بر فشارهاي اجتماعي و اقتصادي که همواره وجود داشته است، اين بار شاهد علل ديگري هستيم. شکست اصلاحت در ايران از آن جمله است؛ شکستي که چندي است رخ داده و هيچ کس به آن اعتراف نمي کند.