آوریل 29 2003

تشنج

دسته: شخصیadmin @ 12:43 ب.ظ

خوب. يه اعتراف. من به خودم فشار آوردم. خيلي زياد. كم خوابي. مطالعه. كامپيوتر. چقد زدم تورگ؟ اينا براي چي بود؟ براي موفقيت. قرارداد احمقانه اي بين انسانها. چي شد اون موفقيت؟ از بين رفت. 20 با دقيقه تشنج. هنوز مغزم كز كز مي كنه. (گوش نه، مغز!) دندونهام رو برق مي گيره؟ كي ميدونه حسش چه جوريه؟ حافظه؟ تمركز؟ حرفش رو هم نزن. دكترا كه اينو نمي گن. ولي من اينو ميگم. چون حس خودم رو مي دونم. دكترا منو از بيرون مي بينن. خودم از درون. من سالم بودم. دست كم شبيه سالمها… خودم مي دونم. دوباره مي شم. دوباره سالم مي شم. لازم بود يك سال ديگه هم از زندگي عقب بيافتم تا اينو بفهمم. خوب، منم مي فهمم. هيچ كس چيزي نگفت. نه ابراز تاسف. نه تحقير. هيچي! فقط يه آدم دوست داشتني گفت به صلاحت بوده. من هميشه با اين اميدوارهاي مذهبي مسلك مخالف بودم. مث وقتي كه ليوان آب جوش تو دستت ترك مي خوره و دستت جر مي خوره اين هوا و مي گن قضا بلا ! با اين حال از وقتي رتبه ام رو دونستم تا حالا اين تنها چيزي بود كه آرومم كرد.


آوریل 26 2003

تولد

دسته: شخصیadmin @ 9:12 ق.ظ

تماس های دپلماتيک من رو قانع کرده که سور بدم. پس سور در برابر کادو…. بعدا بيشتر صحبت می کنيم 🙂


آوریل 01 2003

سایت های طراحی شده

دسته: طرحadmin @ 1:22 ب.ظ