اکتبر 21 2003

دسته: شخصیadmin @ 6:35 ب.ظ

دوست قديمی گله داره! که تو چرا رسم دوستی رو بجا نياوردی؟ اصلا تحت تاثير قرار نگرفتم ولی متوجه غم بزرگی شدم که توی صداش بود. شايد می خواست بگه که انقدر آسون از کنار آدمها رد نشو. از کنار کسانی که زمانی جزيی از زندگی تو بودند. من دفاعی از خودم نکردم. اصلا خودم رو مستحق محاکمه نمی دونستم که دفاع کنم. ازشدت حس بيگناهی – شايد در عين گناهکاری – لذت می بردم از اينکه ديگران من رو به اشتباه مقصر بدونند. مقصر در آسان گذشتن از کنار ديگران! يا زود فراموش کردن گذشته يا چنين چيزهايی.

باور کنيد يا نه اين آدمهای دور و برم با همه ی اشتباهات و مشکلات متقابل – در رابطه من – همه چيز من هستند. به جز اونها مشتی دلخوشی دارم که اگر برام اين قدر بی اهميت نبودندُ الان بالاتر از اينها ايستاده بودم.

چند بار توی اين دانشکده برام پيش اومده که از استادی که به زعم خودم در حقم بی انصافی کرده تقدير کردم بی اينکه احتمال بدم که ما روزی دوباره با هم رو به رو خواهيم شد. بارها از خودم علت اين رفتار رو پرسيدم. استاد بيچاره که قطعا گيج ميشه – به شرطی که وقت بگذاره که من چرا اين کار رو کردم – من که هرگز به دنبال نمره و مدرک نبودم و اين قراردادها بی ارزش ترين چيزهای زندگی من بودند. حتا  شخصيت و منش و ويژگی های شخصی استادان محترم هم چندان چنگی به دلم نمی زدند. پس چرا؟ تصور می کنم که من نمی تونم از کنار اونها به آسونی بگذرم. بخصوص اونها که با من مشکل دارند. بيشتر از ديگران پيگير اونها می شدم. نمی تونستم بگذارم که اين مردمان هم عصرم رو رنجونده باشم..  البته استادها اکثرارفتار من رو رو کم کنی يا دهن کجی تلقی می کردند. براشون عميقا متاسفم. در عين اين ه دوست شون دارم و نمی فهمم که اصلا چرا و چطوری می تونم اين احمق ها رو دوست داشته باشم – همه ی اونها منظورم نيست! – اون وقت من متهم می شم به پايمال کردن دوستی های عميق گذشته…

خوب. قطعا سر در نياوردين. مفهوم عجيبی توی مغزم تلو تلو می خوره و خستگی بيش از حد فکری و جسمی اازه نمی ده که به درستی بيانش کنم. يک بار زندگی می کنيم. اين رو من به شما می گم و ازتون می شنوم. همه ی ما اين رو می دونيم ولی اهميتش رو درک نمی کنم.. فعلابگذريم. برم سراغ درس و مخش!


اکتبر 10 2003

نوازنده، طراحی و پیاده سازی نرم افزار تولید سیگنال های موسیقی دیجیتال

دسته: موسیقیadmin @ 6:47 ب.ظ

 

• عنوان جزوه:  نوازنده، طراحی و پیاده سازی نرم افزار تولید سیگنال های موسیقی دیجیتال 
• زبان: فارسی
• تاریخ نگارش: اردی بهشت 82 – شهریور 83
• تعداد صفحه: 49
• ضمیمه ها: نرم افزار نوازده اسلاید

معرفی جزوه و نرم افزار نوازنده، طراحی و پیاده سازی نرم افزار تولید سیگنال های موسیقی دیجیتال:
نوازنده یک زبان کدنویسی موسیقی است که قطعه ی موسیقی را با توصیف نت های نواخته شده به همراه جنس صدای ساز دریافت کرده و موسیقی نواخته شده را شبیه سازی و در یک پرونده ی صوتی ذخیره می کند. ماهیت الگوریتمیک و عددی این محیط کد نویسی و نگرش به صوت موسیقی به عنوان موج، امکانات زیادی را در اختیار کاربر قرار می دهد که در نرم افزار های متعارف موسیقی وجود ندارند. کاربر می تواند ساز های جدید ایجاد کند یا جنس صدای سازهای تعریف شده را ویرایش کند.

ورودی و خروجی نوازنده چیست؟
ورودی نرم افزار یک کد متنی است که به زبان نوازنده نوشته شده و قابلیت تعریف نت ها (مدت زمان و فرکانس آنها) و نیز توصیف کیفیت صدای سازها (شکل موج، زمان تنزل و فرود، شکل پوش دامنه، ضرایب هارمونیک ها در مقاطع مختلف نواختن یک نت) را دارا است. خروجی که حاصل اجرای این کد متنی است یک فایل صوتی موجی است که در بر دارنده ی سیگنال صوتی موسیقی شبیه سازی شده از اجرای نت های داده شده روی سازهای مورد تعریف است. فایل حاصل را در هر نرم افزار پخش صوت می توان شنید.

توصیف قطعه ی موسیقی به وسیله ی زبان برنامه سازی چه امتیازی دارد؟
ترجمه ي اطلاعات پارتيتور نت (فايل برداري) به زبان كدنويسي يادشده، جزييات دقيق و رياضي گونه اي را از قطعه ي نت ورودي سيستم در اختيار آهنگساز – در اينجا برنامه نويس – قرار خواهد داد كه با دستكاري آن مي تواند تغييرات بديعي را در شيوه ي اجراي قطعه ي اوليه پديد آورد. اين تغييرات مي تواند طيفي گسترده، از تغيير نت ها را در بر گيرد و تا تغيير جنس صداي سازها و شيوه ي نواختن نت هاي مشخص و اعمال افكت هاي ويژه و بديع به صدا را پوشش دهد. كدهاي نوشته شده به راحتي مي توانند برداشته شده يا با يكديگر ادغام شوند. مي توان تعريف ويژگي صداي يك ساز را از جايي و خود قطعه نواخته شده را از جايي ديگر برداشت و آنگاه قطعه را با آن ساز اجرا كرده و نتايج آن را بارها گوش داده و اصلاح نمود. علاوه بر اين حضور چنين برنامه اي توانايي ها و افکت هاي اختصاصي يك ساز را به ديگر سازها تعميم مي دهد. نوازنده علاوه بر تقسیم بندی خطوط حامل، می تواند نت ها را بر مبنای بسامدشان دریافت کند و در نتیجه قابلیت نواختن دستگاه ها و مقامات همه ی موسیقی ها را دارد. در یک کلام با وساطت اين زبان شبه برنامه نويسي آهنگساز مي تواند به جاي آنكه ايده هاي خود را بر روي نت ها اعمال كند، آنها را به طور مستقيم روي امواج به اجرا در آورد. اين امواج عرصه اي بس آزادانه تر – و البته دشوارتر- را براي برنامه نويس به ارمغان مي آورند.


اکتبر 10 2003

دسته: فلسفهadmin @ 2:19 ب.ظ

باور هايي که در ذهن اندیشمندان نوآور يک جامعه شکل مي پذيرد متاثراز شرايط فرهنگي، سياسي و اجتماعي زيستگاه ايشان است. تصور زيستن در يک کشور صنعتي سرمايه داري با قدري تعمق مرا به اين قضيه از پوپر مي رساند که آزادي مطلق امکان پذير نيست. اما در خفقان جامعه ي کنوني من آزادي مطلق براي من باوري است که فراتر از مصحت انديشي به آن ايمان دارم.