ژوئن 21 2005

آخر نظریه توطئه

دسته: پراکندهadmin @ 11:02 ق.ظ

زور داره که آدم احساس غرور کنه از اينکه بازی نمی خوره، و همين احساس غرورش جزئی از يک سناريو باشه!


ژوئن 20 2005

سلب یا ایجاب

دسته: سیاستadmin @ 1:58 ب.ظ

دوستان من. بیایید تا زمانی که گزینه های آلترناتیو حکومت اسلامی نتوانسته اند دست توی دماغ شان بکنند، فکر فروپاشی را از سر بیرون کنیم. ما می توانستیم بخشی از وقتی را که روی پروژه ی نیمه ناکام اصلاحات گذاشتیم، صرف سازمان دهی اپوزیسیون کنیم. ملاها کار دفتری نمی دانستند و امروز بعد از دو و نیم دهه حکمرانی سياست آموخته اند و رشد کردند. اپوزیسیون ما هنوز در حال و هوای قدیم به سر می برد. حتا بخش مترقی آن هم که دست دوستی به اصلاح طلبان درون حکومتی داده بود، ضد حال خورده و امروز به مواضع آن دیگران نزدیک تر است. نمی دانم اینها به جز اینکه جمهوری اسلامی بد است، ایده ی دیگری هم برای اداره ی حکومت دارند؟


ژوئن 20 2005

قاب

دسته: پراکندهadmin @ 1:30 ب.ظ

امروز به درس گوش  ندادم. دریغ از یک نگاه پرسشگر، نثار استاد. حواسم پیش چنارها و کلاغ ها بود. به باد شدیدی که درخت ها را تاب می داد و کلاغ ها که رها نمی کردندشان.


ژوئن 18 2005

سهم من از دموکراسی

دسته: سیاستadmin @ 10:24 ق.ظ

با وجود همدری با تحریم کنندگان انتخابات و احترام به بزرگانی که در اين دوره دست از انتخاب کشيدند، با این باور که کاری که می کنم عقلانی ترین کاری می نماید که در این شرایط می توان کرد، با سوء ظن توأم و با اميدواري و ‌با آمادگی کامل برای پرداخت هزينه های بيشتر در راه رسيدن به آرمان ديرينه ی مردم سالاری (فرم فاقد محتوا)، به دکتر مصطفی معین – نامزد اصلاح طلبان پيشرو – رأی دادم!

پ.ن. می دانم! آثار گرمی هوا مشهود است.

‎چقدر هم نامه ی محبت آميز به دست من رسيده بابت اون لوگوی خوشگل حمايت از انتخابات. از لطف همه ممنون ام. فقط اون لوگو نوشته از انتحابات آزاد حمايت می کنيم. چيزی که من از بدو تولد نديدم. خوب حق دارم کنجکاو باشم چه جور چیزی هست.


ژوئن 18 2005

Nonmonotonicity

دسته: سیاستadmin @ 7:52 ق.ظ

این روزها از هیچ چیز تعجب نمی کنم. حتا از منظره ی جدید وبلاگم: در یک سو تخریب پیوسته ی هاشمی و در سوی دیگر لوگوی حمایت از عالیجناب! شرایط تغییر می کند و دوستان بی خبر از ما لوگوی حمایت از معین را با چيزی ديگر جایگزین می کنند. می خواستم تا محض حفظ سازگاری سیستم بردارم اش. اما می گذارم که باشد؛ یادبودی دیگر از مضحکه ای که در آن به سر می بریم.


ژوئن 15 2005

تحریم نکنید

دسته: سیاستadmin @ 1:30 ب.ظ

ولی فقیه فراقانونی، نظارت استصوابی، سیاست های خارجی مبتنی بر صدور انقلاب اسلامی، وجهه ی مخدوش بین المللی، محدودیت های اجتماعی حکومت اسلامی، تحریم های اقتصادی غرب، دولت های موازی، فساد دستگاه قضایی و … اشکالاتی ساختاری و ذاتی نظام اند؛ اينها بد اند يا خوب، به نظر به ذات سیستم باز می گردند.
از این رو است که دیگر پذیرفته ایم که ما نمی توانیم چهره ی مخدوش مان را در جهان بهبود بخشیم، سهم مان را از توریسم جهانی بستانیم، میزبان ساده ترین رویدادهای ورزشی و علمی باشیم، انتخابات آزاد برگزار کنیم و بسیاری از چیزهایی که امروزه همه دارند را داشته باشیم، مگر آنکه …
حکومت اسلامی در غایت خود با تعبیری که اصلاح طلبان به دنبال آن هستند اصلاح پذیر نیست، اما این را از آنها قبول می کنم که می تواند بهتر از اینکه هست باشد یا دست کم بدتر نشود. به گمان من بزرگ ترین نگرانی امروز ما باید این باشد که هنوز کار نظری مدونی روی مقوله ی براندازی صورت نگرفته و فروپاشی تنها اوضاع را بدتر می کند. باور دارم که راه تغيير موفقیت آمیز سيستم از همین اصلاحات حداقلی می گذرد و در این هشت سال هم به این منظور نزدیک شده ایم. آنها که در بستر اختناق، انفجار خشم مردم را به انتظار نشسته اند، در برابر فرزندان ما مسوولند.
هنوز گمان می کنم که تحریم انتخابات با هر نیتی که صورت گیرد، ثمره ی آن همانا تأیید هاشمی است. جهانيان ديگر آن قدر ما را می شناسند که که بتوانند مشارکت مردم را در برخی از دوره ها به درستی تفسير کنند. کسی هم تا کنون رأی ندادن ما را حمل بر تکذيب نظام نکرده و اگر هم کرده از اين بابت چيزی عايد ما نشده. خودمان هم بعد از عدم مشارکت در انتخاب های اخیر نيز در تبليغات مان در این زمینه کوتاهی کرده ایم و تا کنون فقط از این ناحیه ضربه خورده ایم.

پ.ن. بدين وسيله طی حکمی دکتر ظهوری زنگنه را به خاطر سخنرانی امروزش در دانشگاه به سمت نفس خودم در دانشگاه شريف منسوب می کنم. حالا حسش اگه بود می گم چیا گفت!


ژوئن 15 2005

H.M.E. ۲۰۰۵

دسته: سیاستadmin @ 11:07 ق.ظ

این پست را به آنها تقدیم می کنم که می گویند هاشمی در تبلیغاتش به خاتمی حال داده است.  به گمانم ساده انگاری است که سخنان هاشمی را تأیید خاتمی بدانیم. معین و طرفدارانش که نقدهای تیزتر (و واردتری) به خاتمی وارد می کنند، در نهایت چهره ی موجه تری از خاتمی ارائه داده اند. هاشمی خود را با خاتمی مقایسه نکرد. بلکه نقد به خودش را همپایه ی نقد به خاتمی قرار داد، این یعنی من و خاتمی هر دو مظلوم واقع شده ایم. و ما می دانیم که اثر این مظلوم نمایی چیست؟ رأی می برد یا می آورد؟

1- خاتمی در حافظه ی کوتاه مدت جامعه جا دارد، ولی نقد به هاشمی کهنه شده است. پرسش ها را آن قدر پاسخ نگفته که لوث شده اند و موضوعیت خود را از دست داده اند.

2- خاتمی به خاطر برخی کارهایی که نکرده بازخواست می شود، در حالی که هاشمی همواره برای اشتباهات بی شماری که کرده، زیر سوال بوده است.

3- هاشمی در عمده ی مصاحبه های اخیر خود از طرح هایی یاد کرده که با به پایان رسیدن دولت اش نا تمام مانده اند. و در همه ی آنها با حفظ ظاهر (فرم) به تحقیر دولت خاتمی پرداخته است که یا در تأمین منابع گیر کرده اند یا به هر دلیلی نتوانسته اند این طرح ها را دنبال کنند. از پروژه های عمرانی گرفته تا طرح جامع تأمین اجتماعی. هاشمی با این مقایسه می خواهد بگوید که خاتمی در این سالها قدرتی داشته که من نداشته ام و اگر داشتم چنین و چنان. به راستی هاشمی در در مجمع تشخیص مصلحت نظام با اختلافات پیش آمده بین دولت و مجلس و شورای نگهبان چه کرد؟

4- هاشمی جرأت نمی کند از حیث توسعه ی سیاسی خود (گذشته ی خود) را با خاتمی قیاس کند. او تنها شعار می دهد که این زیاد جالب نبوده. (حتا نمی گوید که من دارم. بهترش را هم دارم) چه سخنی از توسعه ی دموکراتیک، آنجا که کرباسچی آب پاکی را روی دست طرفداران توسعه ی سیاسی می ریزد؟ می گوید کشوری که زیر 500 دلار درآمد سرانه دارد را چه به توسعه ی سیاسی؟! یا می گوید در کشور ما آزادی سیاسی هزینه دارد. چون مردم ما فقیر اند! کرباسچی خدمات خوب و موثری کرد (خود من زمانی که پیام دانشجوی طبرزدی تخریب اش می کرد هوادارش بودم)  اما تاریخ مصرف او گذشته. امروز هر کس که بیاید فرهنگسرا می سازد و دیگر دیواری برای پارک ها نمانده که بردارد. کرباسچی یک اصلاح طلب بود. از دوران او تا کنون اصلاحات در جامعه ی ما چند گام به پیش رفته. شعارهای معین (هر چند غیر عملی) گام های بعدی را تشریح می کنند. کرباسچی در ادامه ی این راه چه دارد که بکند؟ به هر حال آن قدر متناقض شده ایم که در کشور ما سرمایه داران داد سوسیالیسم سر می دهند. طرح جامع تأمین اجتماعی از سوی هاشمی ای مطرح می شود که خود در فساد مالی در تاریخ معاصر ایران چهره است و مانند اشرف پهلوی نامی از خود به یادگار گذاشته است.

5- هاشمی دست کم می توانست بگوید من تغییر کرده ام. به هزار و یک دلیل خودم نمی توانستم توسعه ی دموکراتیم را پی گیری کنم. امروز فضای سیاسی باز شده در دوران خاتمی را ارج می نهم و آن را پیش می برم یا حفظ می کنم. کسی که از آن دوران به عنوان هیاهو یاد می کند. کسی که همین دستاوردهای سال های گذشته را زیر سوال می برد، آنها را پس می گیرد و راه خود را می رود.

باور کنیم که هاشمی تغییر نکرده است. هاشمی هنوز از هر نوع صداقت به دور است. این اگر چه پدیده ای عمومی است ولی در مورد هاشمی پرخرج تر (و به باور شخص من ابلهانه تر) از دیگران دنبال شده است. به زودی روشن می شود که آیا ثروت بی شمار هاشمی و تخصص آنها که خریده است شان، می تواند کاری برای اش از پیش ببرد؟ تبليغات هاشمی نخستين نمود از پديده ی هاشمی جديد است. او از هم اکنون نشان داده که افکارش در چه دورانی سير می کند. اينکه در همين آغاز دگرگونه شدن اش ابزارهايش چيست و برای رسيدن به هدف [شخصی] تا به کجا پيش خواهد رفت.

پ.ن. فردا امتحان پایان ترم منطق محاسباتی دارم و هنوز شروع به خواندن نکرده ام؛ درسی که به زیر 20 اش راضی نیستم. با این حال در این وقت تنگ بیشتر می نویسم، برای آنها که دو اشتباه می کنند: نخست آنکه رأی می دهند. دوم آنکه به هاشمی.


ژوئن 13 2005

ظرفیت حقیقی حامیان اصلاحات

دسته: سیاستadmin @ 11:09 ق.ظ

با توجه به تحریمی که هنوز هم وجود دارد و بر پتانسیل های هوادار معین هم بسی بیش از سایر رقبا تأثیر گذارده است، این پرسش زیاد طرح شده است که آنجا که خاتمی با 22 میلیون رأی نتوانست معین چگونه بتواند؟ امروزه این ادعا در همین قالب استفهام انکاری مطرح می شود، چون اگر وجه خبری به خود گیرد دلایلی را طلب می کند که چندان مدون نیستند:
معین اگر انتخاب شود و نیم آرای خاتمی را هم کسب نکند، در صورتی که عزم راسخی برای اجرای وعده ها از خود نشان دهد (رفتار مدنی و ملایم دور نخست خاتمی بسنده است) در هنگامه ی بحران حمایت بسیاری از مردم و نخبگان (همان ها که تحریم اش کردند) را به همراه خواهد داشت. این تنها سلاحی است که همیشه اقتدارگرایان را به امتیاز دادن وا داشته است.
عکس این را نیز در مورد تغییر مواضع حامیان در مورد خاتمی تجربه کرده ایم. جنبش 22 میلیونی اصلاحات پس از دو سه سال از انتخاب دوم خاتمی، در مواردی چون تحصن نمایندگان نشان داد که ظرفیت حقیقی حامیان چه اندازه کم شمار است که آنجا که نمایندگان خانه ی ملت ده ها هزار نفر ساعت را بر سر تحصن می گذارند مردم، دانشجویان و نخبگان ناامیدانه نظاره می کنند یا امیدوارانه تحریم.
امیدوارم معین – در صورت انتخاب شدن – بدون هراس از غضب اقتدارگرایان، به کارگیری بیشینه ی ظرفیت ساختار حقیقی موجود را در چانه زنی ها – مطابق با وعده هایش – پی گیری کند. گمان می کنم که در فضای کنونی اگر او رأی بیاورد، از فردای انتخاب هم منتقد و هم حامی او خواهیم بود و با توجه به پیشینه ی ذهنی البته در هر دو مورد ناشکیباتر از پیش رفتار خواهیم کرد؛ او با وعده های طرح شده نمی تواند مدت طولانی مردم را سر بدواند. مطالبات صریح و شفاف است و در برخی موارد سازوکارهای نیل به هدف نیز تشریح شده است. عزمی می خواهد برای چانه زنی و دلگرمی ای به اینکه مردم بر سر مطالبات خود هستند. ظرفیت حقیقی حامیان کنش های اصلاحی – با چشم پوشی از کنشگر – علی رغم تحریم بیش از پیش است. جامعه نیز پویاتر (و رادیکال تر) از پیش می نماید. باشد که معین بیاید و بخواهد و بتواند که در هنگام لزوم بهره گیرد از این نیروی عظیم که خاتمی نتوانست و در این اواخر گویی نخواست.
یک چیز از هم اکنون روشن است: اگر معین بیاید همه باید آماده ی پرداخت هزینه های بیشتر باشیم.


ژوئن 11 2005

ریسک

دسته: سیاستadmin @ 11:15 ق.ظ

معين، با شعارهایی که داده اگر انتخاب شه، در مدتی کوتاه یا منفورتر از خاتمی می شه، یا بنی صدر دوم و یا قهرمان ملی


ژوئن 05 2005

پردازنده، طراحی و پیاده سازی نرم افزار تشخیص دستگاه های موسیقی ایرانی

دسته: موسیقیadmin @ 9:15 ب.ظ

 

• عنوان جزوه: پردازنده، طراحی و پیاده سازی نرم افزار تشخیص دستگاه های موسیقی ایرانی 
• زبان: فارسي 
• نویسنده: نیما دارابی 
• تعداد صفحات: 61 
• تاریخ نگارش: فروردین 84 – آبان 84
• ضمیمه ها: نرم افزار پردازنده، اسلاید

معرفی کتاب و نرم افزار پردازنده:
این نرم افزار يک سیگنال موسيقي را به عنوان ورودي دريافت کرده و پس از تحليل، نام دستگاه يا مقام موسيقي که آهنگ در آن مايه ساخته شده است، به عنوان خروجي تحويل مي دهد. مدل سازی ریاضی دستگاه های موسیقی، تحلیل سیگنال صوتی و الگوریتم های استخراج نت های به کار رفته و مقایسه با قطعه در کتاب معرفی شده شرح داده شده است.

چگونه می توان یک دستگاه موسیقی را با یک آرایه از اعداد مدل کرد؟
در يک قطعه موسيقي متعارف از همه ي نت هاي ممکن استفاده نمي شود، بلکه تنها فرکانس هايي معين و مضارب آنها به کار مي روند. آرايش نسبت هاي اين نت هاي به کار رفته، تعيين کننده ي دستگاهي است که موسيقي ما بر اساس آن ساخته شده است. به عبارت ديگر آرايه فواصل فرکانسي نت هاي يک قطعه، نسبت به نت پايه تعيين کننده دستگاه موسيقي است. بدان معنا که اگر نت پايه (فركانسي كه احساس پايان جملات اصلي آهنگ در آن مستتر است) را به عنوان مبدأ در نظر بگيريم و نسبت فواصل نت هاي ديگري را كه در يك قطعه از آهنگ مي توانند نواخته شوند، به ترتيب – مثلا بر حسب پرده – بيان كنيم. نسبت فواصل اعداد رشته ي به دست آمده تعيين كننده ي دستگاه موسيقي آهنگ مذكور است. این تعریف همراه با ساده سازی است و پارامترهای دیگری هم ممکن است در تعیین دستگاه یا مقام در موسیقی ملل مختلف دخالت کنند.

آیا پردازنده دستگاه هر نوع موسيقي نواخته شده با هر سازي را درست تشخيص مي دهد؟
ویژگی هایی از آهنگ ورودي مانند همراهي سازهاي ضربي، خارج نواختن نوازندگان، استفاده از سازبندي هاي پيچيده، تحرير و لرزش  شديد در صدا و همچنين نويز از عواملي هستند که مي توانند فرآيند ماشيني تشخيص دستگاه را با مشکل روبه رو کنند و شرايط خاصي بايد وجود داشته باشد تا اين برنامه به درستي کار خود را انجام دهد. مشکل ديگري که وجود دارد، اين است که اين برنامه فعلا تنها ملاک تشخيص دستگاه را براي يک قطعه، آرايش فواصل فرکانسي نت هاي آن مي داند. البته اين مهم ترين عامل است، اما در موسيقي هر قومي ممکن است جزييات ديگري هم در اين تعاريف دخالت کنند. از اين رو مثلا در موسيقي ايراني دستگاه ها، نغمه ها و يا گوشه هايي که از نظر فواصل موسيقي بر هم منطبق  هستند، در روشي که در اینجا به کار گرفته ايم، تفکيک نمي شوند.