نوامبر 10 2005

کلاغ سفید

دسته: می نیمالadmin @ 7:42 ب.ظ

معجزات، استثناهای استقراهای سطحی ما هستند. فرای طبيعت نه که فرای ساده سازی ما از آن اند.


نوامبر 08 2005

Microexperiment

دسته: پراکندهadmin @ 10:44 ق.ظ

فیزیک برخورد در مقیاس های مختلف حیات چقدر متفاوت است؛ یک حشره از بلندی هولناک سقوط می کند و گزندی نمی بیند، ولی عبور او از کنار یک استخر (یک نیم کره ی مایع) به درون اش کشیده و خفه می کند. تناسب های خطی اصلا کار نمی کنند. حتا از جنبه ای عینی هم نمی توانم این کوچولوها را درک کنم چه رسد به دازاين ميکروسکوپی.


نوامبر 05 2005

توصیف فرآیند درمان در طب آلترناتیو

دسته: فلسفهadmin @ 10:45 ق.ظ

به بهانه ی پخش برنامه ی انرژی درمانی دکتر علی اکبری  

دیگر شواهد دست دوم قانع ام ساخته است که طب های آلترناتیو نظیر هومیوپاتی، طب سوزنی و انرژی درمانی به راستی کار می کند. راست آنکه، دست دوم بودن این شواهد، جنبه ی استنادی آنها را تضعیف نمی کند چرا که می دانم  آنها برای عرض اندام  فرصتی برابر با پزشکی آکادمیک نداشته اند.  
این است که کنجکاوم که در مورد موضع گیری طب مدرن نسبت به آلترناتیوهایش بیشتر بدانم. دستگاه آموزشی ثروتنمدی که به پشتوانه ی بودجه های هنگفت دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی کار می کنند، امکان پیشبرد پزشکی آکادميک را تا به جایی رسانده که اگر کار نکند جای پرسش است. طب آلترناتیو، خودانگیخته، به موفقیت هایی دست یافته که امروزه تنها از راه نتایج آن معرفی می شود.

اما اشکالی در اين ميان وجود دارد. اطبای آلترناتیو دست به توصیف می زنند. این کار را هم آنچنان می کنند که علوم متعارف معنا را در ظرف واژگان می چپاند: استعاره. گمان می کنم این کار اگر شدنی هم باشد باید از پشتوانه ی ادبیات پژوهش با روش های دانشگاهی بهره بجوید، اگر چه نیازی نیست که با آن منطبق باشد. شواهدی که این طبیب انرژی درمانی در استناد بر حق بودن کارش بدانها دست می آویزد از اشک شوق بیماران شفا یافته تا بارکد دکترای کمبریج می تواند ما را قانع کند که درمانی در کار هست. اما این که این درمان چگونه است و از چه راهی چیزی نیست که با استعاره های سطحی به خوبی بتوان دریافت. 

 هنوز هم علم بر مدار توصیف و پیش بینی می گردد. این کار ظرف زبانی درخوری می طلبد، پس طب آلترناتیو نه تنها باید برای خود ترمینولوژی مستقلی بر پا کند، که باید ارتباط بین واژگان نوزاییده را با واژگان جا افتاده تا جای امکان روشن سازد. این کار حتا اگر با جوهره ی این درمان ها مغایرت داشته باشد،می تواند به پیشبرد این روش ها در جوامع دانش زده و مجامع آکادمیک انجامیده و بودجه هایی نیز جذب کند. واژگانی چون هاله و روح شاید پسندیده تر باشند تا واژگان مستهلکی چون انرژی  که معانی پیشینی دقیقتری در علوم دارند  و نمی توانند توصیف سازگاری از آنچه که روی می دهد به دست دهند؛ پیش بینی پیشکش.