مه 31 2009

رأی اعتراضی به جای تحریم

دسته: سیاستadmin @ 10:04 ب.ظ

ممکن است ایران ایده آل در ذهن یک تحریمی یک ایران دموکراتیک آزاد، آباد و پیشرفته باشد، اما چیزی که با این تصمیم اشتباه اش به دست می آورد یک ایران فقیر و منزوی از جهان، با مردمانی عقب نگه داشته شده،‌ بی سواد و خاموش است که حقوق خود را نمی شناسند. ایران ویرانی البته با انبوهی از شناسنامه های مهر نخورده!

من تازگی ها از دوستان اروپایی و به ویژه نروژی ها در مورد سیاست تحریم سوال می کنم و اینکه چیزی به نام بایکوت به گوش شان خورده یا نه. برآیند پاسخ هایی که من دریافت کرده ام نشان می دهد که در اروپای البته دموکراتیک کسی شرکت نکردن در انتخابات را به منزله ی مخالفت با سیستم یا انتخابات جاری تلقی نمی کند. معمولن کسانی رای نمی دهند که از فرط پیری یا تنبلی از خانه خارج نمی شوند یا نمی دانند چگونه در انتخابات الکترونیک شرکت کنند. اینجا رسم چنین است که کسانی که به انتخابات اعتراضی دارند یا هیچ یک از نامزدها را در حداقل خود نمی بینند حتمن و با اصرار در انتخابات شرکت می کنند و رای سفید یا باطله می دهند. بدین صورت موقع شمارش آرا به روشنی حساب تنبل ها و خواب مانده ها از معترضین جدا می شود.

در این دوره از انتخابات با توجه به اینکه ترس و واهمه ی همه ی ما از انتخاب دوباره ی احمدی نژاد است و تلاش همگان برای کشیده شدن انتخابات به مرحله ی دوم این رای های باطله هم می تواند به شدت تاثیرگذار باشد. من نمی دانم چه اتفاقی می افتد اگر یک بار هم که شده تحریم کنندگان انتخابات همه در آن شرکت کنند و رای باطله (و نه سفید که بتواند احتمال تقلب را بالاتر ببردو شما بنویسید زی زی گولو) بدهند. در هر صورت در پایان هر انتخابات همه ی رای ها از جمله رای های باطله اعلام می شود. چه کسی و با کدام منطقی می تواند یک رای باطله را به حساب مشارکت در انتخابات و تایید سیستم بگذارد؟

و البته من نمی گویم که تقلبی در کار نیست. عرض من این است که یا تقلب می کنند که اگر رای ندهی هم می گویند رای داده ای. پس حضور نمی تواند حمل بر تایید نظام شود. ببینید کدام یک کار سیستم را دشوارتر می کند. اینکه عده ی کمی رای بدهند و احمدی نژاد پیروز شود و نظام اعلام کند که عده ی زیادی رای داده اند و احمدی پیروز شده است یا اینکه عده ی زیادی رای بدهند و احمدی نژاد شکست بخورد و نظام اعلام کند که عده ی زیادی رای داده اند و احمدی نژاد پیروز شده! هر رای اصلاح طلب دو تا به ضرر آنها است. مدارک زیادی در دست است که در این دوره نظام واقعن نگران حضور است و از تحریم استقبال می کند. دیگر حکایت بازارگرمی و فریب مردم و کشاندن آنها پای صندوق رای نیست.

در هر صورت به نظر می رسد مفهوم تحریم به عنوان یک استراتژی اعتراضی در ایران نسبت به خیلی جاهای دیگر قدری بدعت گزارانه شکل گرفته باشد. نمی دانم سابقه ی تحریم در ایران به کی می رسد. اولین نمونه ای که من به گوشم خورده زمانی است که پس از انقلاب و در انتخابات ریاست جمهوری رجایی خیلی از کاندیداهای اپوزیسیون رد صلاحیت شدند و اپوزیسیون تصمیم گرفت با شرکت نکردن در آن انتخابات فرمایشی که به بسته تر شدن فضا انجامید اعتراض خود را اعلام کند. من در مقام قضاوت آن شرایط نیستم ولی شاید در همان انتخابات هم مشارکت و رای دادن به نامزد های رد صلاحیت شده به عنوان رای باطله می توانست سیاست بهتری از تحریم باشد. و حتا اگر تحریم در آن دوره به هر دلیل موثر ترین سیاست برای مخالفان بوده، ادامه ی آن به مدت چند دهه تاثیر آن را ناچیز کرده است.

بایکوت اصولن سیاستی کوتاه مدت است و وقتی عمل می کند که مثلن بعد از یک مشارکت گسترده ناگهان در یک انتخابات عدم مشارکت بزرگی روی دهد تا حامل پیامی برای برگزار کنندگان انتخابات باشد. تازه این هم مال کشورهای دموکراتیک است که زمامداران پیام های این چنینی را دریافت می کنند.

با توجه به همه ی اینها به نظر من کمانگیر درست می گوید که جو عمومی تحریم شکسته شده و خیلی ها تصمیم گرفته اند که دست کم در این دوره پیام خود را جور موثر تری به جهانیان اعلام کنند.

به هر حال فکر نمی کنم رای دادن من و شما را کسی بتواند با هیچ منطقی به حساب تایید سیستم بگذارد. اگر کسی بخواهد چنین سفسطه ای بکند برای مقدمات آن نیاز به رای ما هم نخواهد داشت. اثبات مشروعیت جمهوری اسلامی چه بر مبنای مشارکت گسترده ی مردم و چه بر هر مبنای دیگر فقط نیازمند یک سفسطه است! مثل اینکه بخواهی ثابت کنی شب سفید است، حالا قضای حاجت کرده باشی یا که نه!


مه 30 2009

پرسش و پاسخ ما و تحریمی های این دوره

دسته: سیاستadmin @ 2:59 ب.ظ

می گویید این انتخابات آزادانه و دموکراتیک نیست؟

– ما می دانیم

می گویید مردم ایران شایسته ی یک انتخابات واقعن دموکراتیک هستند سالم و بدون فیلتر شورای نگهبان؟

– بله، ما هم می دانیم! ولی چه جوری آخه؟

می گویید مخالف سیستم هستید از اساس؟

– ما بیشتر!

می گویید هر چهار کاندیدا از فیلتر شورای نگهبان گذشته اند؟

–  جان من؟ خودشان هم خبر دارند؟

می گویید همه ی مردم ایران مخالف حکومت جمهوری اسلامی هستند و این حکومت با چنگ و دندان خود را حفظ کرده؟

– آن طور ها هم نیست. خیلی ها موافق اند. خیلی ها بی نظرند. خیلی ها دنبال بدبختی خودشان هستند. خیلی ها هم اصلن فکر نمی کنند در سطح امرار معاش گیر انداخته شده اند قرن هاست.

می گویید شناسنامه تان تا به حال مهر نخورده و خیلی از این بابت افتخار می کنید؟

– هنر کرده اید. تخم دوزرده گذاشته اید. انعطاف تان را بخورم که سی سال است استراتژی ناکارآمدتان را حفظ کرده اید. آن بکارت سیاسی تان را من بخورم درسته.

می گویید کسی را که می خواهند از صندوق در می آورند؟

– نوچ! تقلب دامنه ای و اندازه ای دارد. مجموع شناسنامه های تقلبی و دخالت های شبه نظامی و ابطال آرا و دخل و تصرف هنگام شمارش و صندوق های کمکی گاهی اوقات سیستم را در حفظ محافظه کاری خود یاری کرده مثل دور اول انتخابات ریاست جمهوری پیشین و گاهی هم با همه ی توان نتوانسته کاری از پیش ببرد مثل دوره ی اول انتخاب خاتمی. این بستگی به میزان قاطع بودن نتایج دارد که زور تقلب به تغییر نتیجه برسد یا نه.

هیچ کدام از اینها را نمی گویید. اما می گویید جمهوری اسلامی مشروعیت اش را از انتخابات به دست می آورد؟

– جمهوری اسلامی برای بقا به مشروعیت نیاز ندارد. این سیستم در برابر همه ی فشارهای درونی و بیرونی تاب آورده و همه ی ساز و کارهای لازم را برای حفظ خود ایجاد کرده از پول نفت و سلاح تا نفوذ دینی در جان نثاران. سه درصد امت همیشه در صحنه ای که نماز جمعه و راه پیمایی می روند و بسیاری شان در شرایطی که سواد امضا کردن ندارند انرژی هسته ای مطالبه می کنند برای نمایش این مشروعیت در داخل و خارج کافی بوده و خواهد بود. رای من و شما تا کنون نه به مشروعیت این سیستم کمک خاصی کرده و از آن مهم تر نه رای ندادن ما از مشروعیت آن ذره ای کاسته است. ضمنن جمهوری اسلامی نزد آن عده ای که با دست خودشان به احمدی نژاد رای می دهند مشروعیت کامل دارد. آنها بخواهید و نخواهید از زمان مشروطه تا به امروز بر سر مواضع خود بوده اند و جلوی دموکراتیک شدن ایران را گرفته اند. ایران به آنها هم تعلق دارد. برای باسواد کردن آنها، بهبود وضع مالی،‌ فکری و فرهنگی آنها به عنوان موانع صدساله شما چه گامی بر داشته اید؟
لطفن واقعیات جامعه را نگاه کنید و رای بدهید. لطفن خوب فکر کنید با دادن این رای چه چیز هایی به دست می آورید و با ندادن آن چه چیزهایی به دست می آورید. این دو را مقایسه کنید شاید قانع شدید که رای دادن می صرفد. برای جلوگیری از انتخاب/انتصاب دوباره ی احمدی نژاد، برای ایجاد فضای نسبتن باز تر سیاسی که در آن رسانه های آزادتر شعور و آگاهی متوسط مردم را افزایش می دهند، برای اینکه ذهن مردم در حدی آزاد باشد که بتوانند به زیر سوال بردن سیستم فکر کنند، برای برداشتن یک گام واقع گرایانه و عملی برای ساختن ایران بهتر در جهان خارج و نه در ذهن خودمان، برای همه ی اینها لطفن به یکی از دو نامزد اصلاح طلب رای بدهید.

پ.ن. به طرف می گویند چای بیاریم خدمت تون. می گه: پرسش و پاسخ؟! همین طوری.


مه 27 2009

چرا سبز؟ موسوی یا کروبی؟

دسته: سیاستadmin @ 6:36 ب.ظ

دست بچه های «ستاد من» درد نکند با این سری ویدیو های شان. لطفن اگر آن ها را ندیده اید صدای اسپیکر های خود را بالا ببرید و تماشا کنید. بلوتوث اش هم اینجا هست. می توانید آنها را در این فرصت تنگ در کوچه و بازار به مردم عادی ای که دسترسی به اطلاعات و آمار ندارند برسانید. بلوتوث موبایل بهترین ابزار است. لطفن دریغ نکنید.

و بگذارید دوباره به همه ی دوستان یاد آور شوم که این سبزی که برای انتخابات به رنگ آن در آمده ام سبز سیدی نیست. سبز اسلام و پرچم عربستان سعودی نیست. سبز نقشه ی هانتینگتون و عقب مانده ترین کشورهای جهان (کشورهای اسلامی) هم نیست. این یک نماد است که از طرف ستاد آقای موسوی به ما تحمیل شد و ما آن را به تازگی برگ درخت تعبیر کردیم و همراه اش شدیم. چشم آدمیزاد سه رنگدانه ی اصلی دارد که یکی از آنها حساس به نور سبز است. هیچ دین و آیین و فرهنگ و زبانی هم آن قدر در برابر حواس آدمیزاد بزرگ نیست که بتواند یک رنگ کامل از سه رنگ اصلی در پرده ی شبکیه را به نام خود سند بزند.

این سبز هم معنای اش این است که در انتخابات شرکت می کنیم و یا به موسوی رأی می دهیم و یا کروبی. تعصب بزرگی هم بین این دو نداریم. مهم برای مان این است که انتخابات به دور دوم بکشد و در دور دوم که دست کم یک نامزد اصلاح طلب حضور خواهد داشت پیروزی را از آن خود کند. من خودم فرق بزرگی بین موسوی و کروبی نمی بینم ولی تیم آقای کروبی، شعارهایش و روش های طرفداران اش کمتر دل ام را می زند. بین اطرافیان ام هم آنها که سرشان بیشتر به تن شان می ارزد اگر تحریم نکرده باشند و خوشبختانه راضی به شرکت در انتخابات شده باشند به شعارهای نسبتن روشنفکرانه تر کروبی علاقه ی بیشتری نشان داده اند تا رفتار توده ای آقای موسوی. سوال بزرگ ما هنوز این نیست که کدام یک از این دو بهتر است. این است که چه کنیم که احمدی نژاد چهار سال دیگر رییس جمهور ایران نشود و چهار سال دیگر کشور و ذخایر مادی و انسانی و آبرو نام اش بیش از این نابود نشود.

این سبز ما را به نشانه ی اصلاحات بردارید. در انتخابات همراه ما شرکت کنید و به کروبی یا موسوی رأی بدهید. در دور دوم باز هم صحبت می کنیم. این را هم بخوانید. اتفاقات جالبی دارد می افتد.

ریدنِ به فارسی: آقا در این راستا نقطه نظر شما پیرامون مشکلاتی که سلامتی انتخابات از اون رنج می برند چیست؟


مه 27 2009

برای فرداهای نو – ۱۲۷

دسته: سیاستadmin @ 2:24 ب.ظ

برای من
برای تو
برای فرداهای نو

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

برای همه ی اینها این پست را در تاریخ ثبت می کنم. تا سال های آینده یادمان باشد برای چه رأی دادیم. آن گاه می توانیم مغرور باشیم از تصمیم مان یا بگوییم که کلاه گشادی سرمان رفته. ما برای اینها رأی می دهیم ولی این کافی نیست. باید در همین لحظه ثبت و اعلام کنیم و در آینده هم به خودمان یادآوری که برای چه چیزهایی به انتخابات مجموعه ای تن در دادیم که با تعریف اساسی اش مشکل داشتیم.

نیماها با یحیی و علیرضا، بازمانده ی بچه های ۱۲۷ در تهران، فروردین ۱۳۸۸ خورشیدی

به اتفاق اون یکی سول و آنیا، فروردین ۱۳۸۸ خورشیدی


مه 26 2009

آدامس جعفری

دسته: شخصیadmin @ 11:14 ق.ظ

نمی دونم من جایی از مخم عیب کرده یا این آدامس نعنایی که امروز خریدم مزه ی جعفری و گشنیز می ده به جای نعنا. ولی به جان تو عجب حس نوستالژیکی داره. یکی دست به کار شه برای ایرانی های این ور آب آدامس جعفری و ترخون و شوید درست کنه. اصلن با دو تا جویدن ناقابل در این روز بارونی ما رو برد در عوالم کودکی و ظهر جمعه و آفتاب تابستان و خانه ی مادربزرگ و قصه ی ظهر جمعه و از این دست…


مه 23 2009

خلاقیت زاییده ی فشار

دسته: فرهنگadmin @ 8:40 ب.ظ

ما ایرانی ها چون دموکراسی واقعی نداریم، چون با دستگاهی روبه رو هستیم که از هر تلاشی برای تحمیل شرایط اش به ما فروگذار نمی کند به هر خلاقیتی رو می آوریم که کاندید کمی مناسب تر را به بخشی از قدرت بنشانیم.

این همه خلاقیتی که من این روزها می بینم، این همه رنگ، مقاله، فیلم خانگی، کاریکاتور و مناظره در فضایی که واقعن کاندیداها آن طور که باید چنگی به دل ما نمی زنند واقعن ارزنده است. چنین جوی به ندرت در انتخاب های کاملن آزاد و تعیین کننده ی کشورهای پیشرفته و آزاد مشاهده می شود. آنها نیازی به این همه دغدغه و انرژی ندارند چون نامزد منتخب واقعی شان معمولن بدون حقه و کلک و در یک سیستم اصولی و منصفانه از صندوق در می آید. این من و شما هستیم که برای اینکه به تغییر در شرایط رای بدهیم باید نصف روزمان را پای اینترنت و فیس بوک و کمپین و گوشی تلفن در راه انتخابات صرف کنیم.

این است که شده ایم پیاده نظام بی جیره و مواجب انتخاباتی که واقعن آزاد نیست و کاندیداهایی که هیچ کدام در مقیاس بین المللی شایستگی واقعی ما را و اداره ی این سرزمین را ندارند و این البته خیلی هم خوب است. در همین حدش هم تمرین دموکراسی کردن و تمرین حساس بودن و چغندر و سیب زمینی نبودن برای ما درس آموز است. همین است که این فضای نسبتن پویا و شادمان باید ادامه پیدا کند و پویا تر و شادمان تر شود. این همه دغدغه امکانی است که محدودیت به ما داده. نمونه اش همین کمپین های تلفنی و گفتگوهای خیابانی که راهکاری است در برابر سانسور. این ها همه و همه اتحاد بی سابقه ای را در ما ایجاد کرده که دهه ای یک بار به سراغ این ملت می آید ولی از داخل اش دموکراسی بیرون نمی آید. یا انقلاب است و یا جنگ و یا دوم خرداد بی سرانجام. این بار باید چیز دیگری باشد. بیایید راجع به آن فکر کنیم و حرف بزنیم. بیایید تاریخ بسازیم. بیایید این سختی ها را یادمان بماند که روزی که دموکراسی واقعی را به دست آوردیم – که به اقتضای نیاز یکپارچه ی کره ی زمین چندان دور نیست – قدرش را بدانیم. یادمان باشد که چه ملت پویا و دموکراتی بودیم حتا در صحنه ی یک انتخابات ناعادلانه و یک چارچوب نامشروع. به امید آن روز.


مه 21 2009

دورخیز

دسته: سیاستadmin @ 12:47 ب.ظ

احساس می کنم احمدی نژاد دور خیز وحشتناک آن مملکت بود برای یک پیشرفت اساسی. این را نگوییم چه بگوییم با این گند چهارساله که گند سی ساله ی بزرگ تر را گذاشت توی جیب اش.


مه 15 2009

سبز کن

دسته: سیاست،وبلاگستانadmin @ 10:51 ق.ظ

خوب همان جور که آرش عزیز نوشته دوستان پیشنهاد ما را جدی گرفته اند و کد سبز کننده برای فیس بوک را بلاخره پیاده سازی کردند. این یک وب سایت است که شما عکس تان را برایش می فرستید و سبز شده ی عکس تان را به تان بر می گرداند تا در پروفایل شبکه ی اجتماعی تان به نشانه ی حمایت از موسوی استفاده کنید. هواداران موسوی هم گذاشته اندش در سایت شان. دست همه شان درست. 🙂

پ.ن. ایده ی ناقابلی بود. چه مزه می دهد ولی…


مه 10 2009

نگاه اروپایی به گذشته

دسته: موسیقیadmin @ 12:41 ب.ظ

جای خوشبختی است که یوتیوب در ایران باز است و می توانم بعد از مدت ها این پست را منتشر کنم:

به من بگویید که در این هفت شاهکار (به جز شاهکار بودن شان) چه شباهتی می شنوید:

۱. این قطعه ی بنوشیم به سلامت فردا (Toast to tomorrow) اثر ریچی بلکمور (Ritchie Blackmore) معروف انگلیسی است از بنیادگزاران گروه راک Deep Purple که بعد از آشنایی اش با خواننده ی جذاب و جوان امریکایی، خانم کندیس نایت (Candice Night) دریافت که هر دو شان به موسیقی دوره ی رنسانس اروپا علاقه ی نهفته ای دارند و بعد از این آشنایی عاشقانه و آلبوم موفق Blackmore’s Night را عرضه کردند:

۲. این قطعه اثر گروه نروژی Vamp است که موسیقی محلی نروژی و موسیقی Celtic (منسوب به قوم کِلت) را در قالب موسیقی راک عرضه می کنند و در این حوالی از نمونه های موفق Folk Rock محسوب می شوند:

۳. سپیده دم فردا (Der morgen danach) گمان می کنم برای جوانان ایرانی آشناتر از آلمانی هاست با آنکه هسته ی این گروه دو سوییسی فنلاندی الاصل هستند که به آلمانی می خوانند. آنها نام گروه شان را با الهام از یکی از معروف ترین قطعات موتزارت Lacrimosa (اشک ریزان) گذاشتند و از بنیادگزاران ژانر Gothic Metal هستند که موسیقی دوران گوتیک را با پیچیدگی بیشتری در قالب متال عرضه می کنند. گوتیک از یاد رفته شان می تواند به سلیقه ی روز «فلزی» صدا بدهد و هنوز دلنشین باشد:

۴. Yngwie Johann Malmsteen سوئدی که شهرت اش بیشتر به خاطر توانایی های غریب اش در نواختن گیتار الکتریک است و از بهترین نوازندگان این ساز در جهان به شمار می رود تلاش زیادی در ترکیب این ساز با سازبندی سمفونیک کرده و قطعات زیادی را به سبک باروک ساخته و اجرا کرده است:

۵. آهنگ رژه ی استادان شمشیر (The March of the Swordmaster) اثر گروه ایتالیایی Rhapsody of Fire است که سازهای سمفونیک را با سازبندی Power Metal آمیخته اند. و ملودی ها و ایده های باروک، کلاسیک و موسیقی محلی را دستمایه ی کارشان کرده اند. موسیقی ای که در مورد شمشیرزنان کهن شان است باید در عین پابندی به ملودی های سنتی صدای فلزی هم بدهد. همبستگی معنا و فرم:

۶. آهنگ اگر ایلرن لاوبرگ آهنگی می نوشت این طور صدا می داد (If Eilert Lovborg wrote a song, it would sound like this) اثر گروه بریتانیاییBroken Records در طور تابستانی سال گذشته شان:

۷. آهنگ آواز رامشگر (The bard’s song) اثر گروه آلمانی Blind Guardian:


مه 02 2009

یادش زنده

دسته: ادبیadmin @ 12:23 ق.ظ

رضا سید حسینی مترجم و نویسنده ی ایرانی درگذشت.