ژوئن 27 2009

اعتراف

دسته: سیاستadmin @ 7:08 ب.ظ

در پرسش و پاسخ ام با تحریمی ها حدود یک ماه پیش چنین استدلال کرده بودم:

می گویید کسی را که می خواهند از صندوق در می آورند؟

– نوچ! تقلب دامنه ای و اندازه ای دارد. مجموع شناسنامه های تقلبی و دخالت های شبه نظامی و ابطال آرا و دخل و تصرف هنگام شمارش و صندوق های کمکی گاهی اوقات سیستم را در حفظ محافظه کاری خود یاری کرده مثل دور اول انتخابات ریاست جمهوری پیشین و گاهی هم با همه ی توان نتوانسته کاری از پیش ببرد مثل دوره ی اول انتخاب خاتمی. این بستگی به میزان قاطع بودن نتایج دارد که زور تقلب به تغییر نتیجه برسد یا نه.

خوب این نوچ من در کمال اعتماد به نفس چرند محض بود. در واقع روی حساب تقلبات معمول سال های قبل پیش بینی کرده بودم و اصلن فکر عدد سازی هم به ذهن ام نرسیده بود. یعنی که اعتراف می کنم فکر کودتا به سرم هم نزده بود. واقعیت این بود که تصمیم داشتند کسی را که می خواهند از صندوق در بیاورند و گزینه ی آخر را هم که کودتا بود در کشوی میزشان نگاه داشته بودند.

این اعتراف بدهی اخلاقی این وبلاگ بود. اما چیزی که هست اصل داستان همان است که هنوز هم از رآی ام دفاع می کنم. یعنی فکر می کنم همه ی تحریمی هایی هم که بدون هزینه دادن بعد از انتخابات آمدند و به نحوی به جنبش پیوستند باید قدردان مایی باشند که مشارکت کردیم. این حضور رآی من و امثال من بود که هزینه ی این تصمیم حاکمیت را برای حفظ احمدی نژاد تا حد غیر قابل پیش بینی ای افزایش داد. منفعل نبودیم. ننشستیم کنار غر بزنیم و نصیحت بکنیم. چه پیش از انتخابات اش چه بعد از آن هر چهکه داشتیم وسط گذاشتیم و «من می دونستم» بازی در نیاوردیم. هنوز هم اوضاع همین طور است و خواهد بود.

الان حجت بر همه ی ما تمام شده است. با دستگاهی طرف هستیم که اگر رای ندهیم می گوید رای دادید و اگر به آ رای بدهیم می گوید به ب رای داده اید. این دستگاه مشارکت و صفوف طولانی نمی خواهد. زمانه عوض شده و این دستگاه از مشارکت هراس دارد. نه فقط پای صندوق رای که در خیابان که در اینترنت که در دانشگاه که در هر جا… کابوس اش حضور ما است و ما این حضور را هر جا که بتوانیم و به هر شکل که بتوانیم به او نشان خواهیم داد. از بقیه هم هنوز دعوت می کنیم با ما متحد باشند و در این «حضور» به ما بپیوندند. انتخابات بخش کوچکی از چنین حضوری است… حیف که تمام ادبیات مان را هم مصادره کرده اند و گرنه می گفتم این اولین باری در زندگی است که احساس می کنم باید «در صحنه» باشیم!


ژوئن 25 2009

شرف داشتن جگر می خواهد

دسته: سیاستadmin @ 6:54 ب.ظ

تا دلیل قانع کننده نبینم قانع نمی شوم!

انگار تا به امروز تمام چیزهایی که توی کله اش فرو کرده اند دلیل قانع کننده و محکمه پسند داشته است. دیگر دو هفته ای می شود که در بین همه ی این گرد و خاک ها می خواهد همه ی چیزهایی را که می بیند تکذیب کند. می گردد و در بین استدلال های ریاضی تقلب در انتخابات ایراد پیدا می کند تا نپذیرد که از اینها بر می آید که رای یک ملت را بدزدند،‌ انگار که شاهد های دیگرش را گرفته اند. می گوید بسیج در این شلوغی ها دخالت ندارد و هر سند و مدرکی که برایش رو می کنی می گوید آخر انصاف ات کجا رفته که هر شایعه ای را باور می کنی و آن وقت هر دروغی که صدا و سیما می گوید بدون دلیل و مدرک می پذیرد. می گوید حزب الله لبنان دخالتی در سرکوب ها ندارد و همه ی نیروی اش را در این شرایط صرف این می کند که استناد ادعاهای دخالت آنها را زیر سوال ببرد. بحث را عوض می کند. انگار جر‌أت نمی کند حرف دل اش را بزند ولی همین حرف ها از لا به لای موضع گیری هایش چکه می کند.

از یک سو با خودم می گویم خوب حق آزادی بیان و اندیشه است و هر کسی حق دارد جوری که دوست دارد به اوضاع نگاه کند و خود را به آن راهی بزند که برایش راحت تر است. از سوی دیگر از این توهین بزرگی که به شعور خودش و اطرافیان اش می کند حرص ام می گیرد. از این اصرار مقدس اش برای باتقوا ماندن و تهمت نزدن به برگزار کنندگان انتخابات در شرایطی که منتقدان انتخابات را با هر بهانه ای تخریب می کند خنده ام می گیرد.

می کوشم نادیده اش بگیرم و به کار خودم بپردازم ولی چیزی درش هست که قلقلک ام می دهد بیشتر زیر نظر داشته باشم اش. تا به حال خود را به بی شرافتی نشناخته و اینک ناگهان خود را در شرایطی یافته که محافظه کاری اش دست و بال شرف اش را بسته. چیزهایی را که می بیند باور نمی کند و به جایش چیزهایی را که باور دارد می بیند. این روزها هم که بر خلاف گذشته گوشه نشین شده و همه با او مخالف هستند مثل بچه ها از لج بازی اش لذت می برد. منافعی ندارد اما ترسو است. می ترسد باور کند که شاید اشتباه می کرده. پذیرفتن چیزهایی که می بیند مستلزم فروریختن بخش هایی از ساختار فکری اش است که با آن بزرگ شده است و او شک را هم به خود راه نمی دهد، به همین سادگی که قدرت مدیریت این شک را ندارد.

پ.ن. من فکر می کنم اگر بخواهیم به شعور خودمان توهین کنیم همیشه شاهدی برای تکذیب چیزهایی که می بینیم و نمی خواهیم باور کنیم هست. شرافت نیاز به قدری شجاعت دارد و باقی بهانه است.


ژوئن 24 2009

پس از کودتا، پراکنده از شبکه های اجتماعی

دسته: سیاستadmin @ 3:02 ب.ظ

۱. کودتاچی ها از چند روز پیش از انتخابات نقشه یک رو رها کردند و روی نقشه دو هستند. این یعنی هر کسی رو می تونی بکش. هر دروغی که دوست داری بگو. هر ابزاری در اختیار داری استفاده کن تا احمدی با کمترین هزینه رییس جمهور شه. زیاد حرص نخوریم و تعجب نکنیم از وقاحت بی حد سپاه و بسیج و صداو سیما و دیگران. اونها به چیزی به جز تاثیر حرف هاشون اهمیت نمی دن. این یک بازیه و بهتره ما نادیده شون بگیریم و کار خودمون رو بکنیم: از پا ننشینیم.

۲. اتحاد نسل سومی: طرفداران تروریست های جاه طلبی چون مریم رجوی یا همه ی کسانی که ساز مخالف این روزهای مجاهدین خلق رو تأیید می کنن لطفن پاشون رو از تجمعات متحد ما کنار بکشند و یا اگر که می خوان با خونهای ریخته شده همدردی کنن با احترام به اکثریت معترض از قوانین مورد نظر برگزار کنندگان تجمع پیروی کنند. همون طور که کودتاچی ها این روزها دارن ننگ برای خودشون می خرند همه ی نیروهای سیاسی در حال قضاوت شدن ماندگار هستند. تا چیزی وسط نگذارید چیزی درو نمی کنید. موسوی است که فعلن همه چیز را وسط گذاشته و هر پیشینه ای که داشته باشد رهبری امروز این جنبش سبز در شایستگی اوست.

۳. بنده با اشتراک گذاشتن هر محصولی که توسط ستاد کودتا تولید می شه مگر به قصد خواندن دست حریف یا پاتک زدن مخالف هستم. به اشتراک گذاشتن هر تولیدی از این تیم به جز تضعیف روحیه و آزار روح و روان نتیجه ی دیگری نداره. بگذاریم خود گویند و خود خندند. چیزی که اینها تولید می کنند در بهترین حالت نویزه. هدفش هم مختل کردن حواس ماست. به جای دیدن این ویدیو ها می توانید سشوار یا چمن زن روشن کنید.

۴. تمام سخنانی که از سران کشورهای جهان شنیده می شود حامل این پیام است که مردم ایران به مبارزه ی مدنی خود ادامه دهند و چشم به دخالت خارجی نداشته باشند. آنها می گویند به دقت اوضاع ایران را زیر نظر دارند و صلاح نمی دانند با دخالت خود به رژیم بهانه ی سرکوب بیشتری دهند اما اگر اعتراضات مردم ایران ادامه یابد روی تغییر روش شان می شود حساب کرد. لطفن در این پیام های مهم بیشتر دقیق شویم.

۵. ناامید نمی شیم. این تازه اول راهه. حکومت کردن بر این مردم عاصی خیلی دشوارتر از سرکوب یک تظاهرات خشمگینه. دولت دست پاچه ی کودتا از پسش بر نخواهد اومد.

۶. ما اکثریتی بودیم که با پول نفت خودمان نادیده مان گرفتند.چشم بر ما بستند و از ما هم خواستند چشم بر خود ببندیم. گر چه به دیگری رای دادم اما رییس جمهور من،‌ رییس جمهور اکثریت ملت ایران میرحسین موسوی است. یک کودتای موفق هم لزومن یک کودتای پیروز نیست و زمان این را روشن خواهد کرد. امروز اگر هم هدف مشترک ما موسوی نباشد این هدف حفظ اتحاد ما است.و مردم ایران پیروز شدند چون هزینه تصمیم از پیش گرفته شده حکومت را خیلی بالا بردند.

۷. «محکوم به فنا است؛ می خواهید شیمیدان باشید و اسمش را بگذارید «ناپایداری» یا منطق دان باشید و به اش بگویید «ناسازگاری


ژوئن 24 2009

دگرگونی در افکار عمومی جهان

دسته: سیاستadmin @ 9:14 ق.ظ

احمدی نژاد برخاسته از تفکری است که دنیا را به دو قطب تقسیم می کند: مستضعفان و اغنیا.

بیایید این دید را بپذیریم و ببینیم ناآرامی های ده روز گذشته در ایران در چشم اندازی کمی دراز مدت تر با این دو قطب چه کرده است:

مستضعفان: دنیای امروز به گونه ای آراسته شده که «مستضعفان» زیست کره  (اقشار فرودست ملل خاورمیانه و افریقا و بعضن امریکای لاتین با همه ی تفاوت های فرهنگی، اقلیمی و نژادی شان) در مقیاسی بزرگ و به عنوان یک پیش فرض بدیهی، عقب ماندگی خود رو در پیشرفت ملت های توسعه یافته جستجو می کنند. این وجه اشتراک بارز آنها است و همین دید استعمار ستیز و ضد استکباری ادبیات مشترکی را ایجاد کرده که یک رییس جمهور ضد امپریالیست را از سرزمین موسیقی و برهنگی با یک دیکتاتور شیعه ی بنیادگرا پیوند می زند. دیده ها و شنیده های من گویای این است که اقشاری از ملل در حال توسعه که از سرتاسر دنیا احمدی نژاد را در حد قهرمان ملی خود بالا برده بودند، در این ده روزه در این تصویر دچار تردید جدی شده اند. کسانی که با هر تحلیلی و صرف نظر از اینکه او با ایران چه کرده بود او را به عنوان یک نیروی شجاع ایستاده در برابر امپریالیسم ستایش می کردند دیگر به چنین منجی ای باور ندارند. در طول هفته ی گذشته دوستان خاورمیانه ای من یک به یک اذعان کرده اند که تصویر مقدسی که او از خود برای ملت های شان ساخته بود به طرز غیر منتظره ای در حال فروریختن است و حتا محرومین و ملل در حاشیه تازه در حال کشف آن چیزی هستند که در پس احمدی نژاد وجود دارد. هر روز ادامه ی سرکوبِ اعتراضات صلح آمیز و دستپاچگی اداره کنندگان اوضاع، تصویری را که او از خود در طبقات کم سواد یا فقیر کشورهای درحال توسعه ساخته بود شاید بیش از یک ماه به عقب باز گرداند. آنها هرگز به انگیزش سابق از ظن خود یار دیکتاتور ما نخواهند شد.

اغنیا: ملل توسعه یافته یا اقشار متمدن تر دیگر کشورها از آغاز نیز اقبال چندانی نسبت به احمدی نژاد نداشتند و دیدگاه آنها به وی همچنان انتقادی است. چیزی که در مورد آنها تغییر جدی کرده همانا پیش داوری عمیق شان نسبت به مردم ایران است. پیش قضاوت غرب و ملل توسعه یافته از ایران ناشی از تصویر وحشتناکی است که اقلیت حاکم بر ایران در سال های اخیر از این کشور ساخته است. غربی ها این تصویر را پیش از این به تمام ایران تعمیم می دادند و این پیش قضاوت در ده روز اخیر به طور جدی سست شده است. دقت کنید ده روز مدت زمان بسیار کمی برای چنین دستاورد بزرگی است و امروز ما شاهدیم که دنیایی که ایران را یک جمعیت متحجر و کینه ای و در جستجوی بمب اتم می دانست، اینک دست کم از وجود مردم دموکراسی خواه و متمدن و صلح جویی در ایران آگاه شده که بی هیچ ترسی به میدان آمده اند و از باز پس گیری حق شان باز نمی ایستند. غرب هنوز در جایگاهی نیست که کاملن قانع شده باشد که جمعیت خشمگین بنیادگرا در عین اقتدار در اقلیت اند و مردم تغییرخواه کشور ما با دست خالی در اکثریت قرار دارند. پایداری ایرانیان اگر ادامه یابد، کار به آنجا نیز خواهد کشید.

* * *

تاثیرگذاری روی افکار عمومی جهان را دست کم نگیرید. نه تنها دولت ها که کارتل های بزرگ اقتصادی در جهان روی چنین دستاوردهایی سرمایه گذاری میلیاردی می کنند و ما، ملت ایران، را ببینید که در اوج راستی و صداقت و با خون خود این دستاورد را به کف آورده ایم. فارغ از همه ی گرد و خاک هایی که خواهد نشست، مردم ایران فرصت طلایی ای را چنگ زدند و دنیا را به متوجه واقعیت خود کردند. در این دنیایی که جاهای دیگرش هم خالی از جنگ و زلزله و قحطی و فجایع انسانی نیست، امروز نگاه همه به ایران دوخته شده و دنیا دارد می آموزد که آن طوری که خودمان از واقعیت اوضاع خودمان خبر داریم،‌ همان طور به ما نگاه کند. دنیای امروز در حال باور کردن ما و نزدیک شدن به دیدگاه های ماست؛ چیزی که تا به امروز از درک آن ناتوان بوده. باور کنید اگر این نگاه برای شما آشنا است،‌ برای بیشتر ملل تازگی دارد. آنها را درک کنیم و در باور کردن مان یاری شان کنیم.

نتیجه ی این اعتراضات هر چه باشد بزرگترین دستاورد ده روزه ی اخیر تأثیر حیرت آور ایران بر افکار عمومی جهان بود. تاثیر گذاری بر میلیاردها ذهن پر از پیش داوری که امروز به نظر می رسد دارند رفته رفته تکلیف خود را با پدیده هایی مثل «احمدی نژاد» و «ملت ایران» روشن می کنند و حساب آن دو را از هم جدا نگاه می دارند. نتیجه ی سیاسی این دعوا در داخل ایران به هر کجا بیانجامد، در عرصه ی تاثیر گذاری روی افکار عمومی بازنده ی این میدان در بین فقیر و غنی دولت کودتای ایران و پیروز آن اکثریت مردم ایران زمین هستند.

حال چرا ما نباید ناامید باشیم؟ چون دنیا را در دراز مدت افکار عمومی هدایت می کنند. به همین سادگی و این یک اصل تاریخی است. اگر دموکرات ها با قدرت در امریکا روی کار آمده بودند به این خاطر بود که افکار عمومی جهان بر سیاست های جنگ طلبانه شوریده بود. اگر سی سال پیش در ایران انقلابی بی بازگشت روی داد دلیل آن همین چیرگی افکار عمومی بود. و امروز افکار جهان و حتا لایه هایی از آن که همواره مورد اتکای دولت ایران بوده اند، بهت زده چیز های دیگری از سیاستمدار ها و نیز مردم ایران می بینند که تا به امروز به آن بیرون درز نکرده بود. این افکار عمومی در همه ی ابعاد خود در حال دورشدن از افکار دولت کودتای احمدی نژاد است و در مسیری افتاده که بازگرداندش با همه ی یک میلیارد دلار نفت گم شده هم به سادگی امکان پذیر نیست. دیر یا زود و بلاخره به گونه ای این برآیند بزرگ افکار عمومی در داخل و خارج از ایران است که برای حضور یا عدم حضور او در قدرت تصمیم گیری خواهد کرد. امیدوار باشیم.

پ.ن. احمدی نژاد همیشه از دگرگونی در افکار عمومی جهان و مسیر جدیدی که جهان به مدیریت امثال او دارد طی می کند اشاره می کند. جهانی که ما نظاره می کنیم جهت دیگری می رود. زمان مشخص خواهد کرد حق با کدام ماست.


ژوئن 17 2009

سرود ای ایران (روایت پسا انتخاباتی)

دسته: سیاست،موسیقیadmin @ 2:12 ب.ظ

ای ایران ای مانده در خطر

اي ايران اي مانده در خطر
شب در پايت مي شود سحر
ننگين ماند چهره ي بدان
نام ايران تو جاودان

اي دولت سياه زشت اهرمن نژاد
خيزش وطن دهد فريب تو به باد

آتش فشان
اين ميهن ام
گور تو باد
اهريمن ام

ايران زمين کي مانده در سلطه ي ناکسين
بر دشمن اش تا باد ننگ و کين

* * *

جهل و نيرنگ پشت تو شکست
فرزند ميهن به غم نشست
نيرنگ بازان را زبون کنم
از پشت تو سر نگون کنم

در نکبت جنون تپیده مام میهنم
میهن ام خدا خدا خدای میهنم

با عزم خود
بر مي کنم
هر آفتت
اي ميهن ام

ايران زمين کي مانده در سلطه ي ناکسين
بر دشمن اش تا باد ننگ و کين

* نمی دانم این شعر سروده ی کیست. کاری خلق الساعه از تولیدات فرهنگی بعد از کودتا بود که شعرش را ما دانشجویان ایرانی مقیم تروندهایم نروژ باز خوانی کردیم. ناهماهنگی و خارج خوانی ما را به بزرگی خود و حیرت زدگی و دستپاچگی ما ببخشایید.

پ.ن. این مال بهمن سال ۱۳۸۸ یعنی هشت ماه پس از انتخابات است که زیر همین پست برای آرشیو اضافه می کنم. این بار در شمال کالیفرنیا در شهر سن هوزه است:


ژوئن 12 2009

رای ۹۰ درصدی موسوی در شمالی ترین صندوق جهان

دسته: سیاستadmin @ 9:52 ب.ظ

امروز شمالی ترین صندوق انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران در شهر ما (تروندهایم نروژ) ۹۲ رای از جمعیت چندصد نفری ایرانیان تروندهایم گرفت.

رای گیری با سلامت کامل برگزار شد و نتایج زیر از آن به دست آمد:

میرحسین موسوی ۸۲ رای
مهدی کروبی ۶ رای
محمود احمدی نژاد ۲ رای
محسن رضایی ۱ رای

پ.ن. بنده جزو آن ده درصد بودم!