آگوست 15 2009

پس مانده های فیس بوکی

دسته: سیاستadmin @ 10:38 ق.ظ

۱. و انتخاب طبیعی به این شکل برای سرزمین ما وارونه می شود که بهترین و شایسته ترین آدم ها در خطر قرار می گیرند در حالی که بنجل ها، ترسوی های بی بته و آدم های میانگین، بی استعداد و کسالت آور آرام تر و بی خطرتر از دیگران به زندگی نباتی خود مشغول اند. قانون بقای اصلح اجدادی ما بدل شده به بقای ابله که آینده ی تلخی را نوید می دهد. دوست نازنین و با استعدادی که مدت ها از او بی خبر بودم دیری است که گرفتار مهرورزی این دولت شده. همین دیروز به یادش افتادم و می خواستم ازش خبری بگیرم که خبر دستگیری اش روزم را سیاه کرد.

۲. فرخ نگهدار از حامیان اصلاحات در ایران گفته جمهوری اسلامی از بالا تا پایین شکافته است. خوب هنگامی که این رهـبـر پیشین سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) بزرگوارانه پی توهین های هم مرامان پیشین اش را به تن اش می مالد و دل در گروی اصلاح جمهوری اسلامی می بندد، این نشان از بختی است که به سیستم داده شده تا برای اصلاح و در نتیجه بقای خود بکوشد. وقتی مجموعه با اعتماد به نفس بسیار علیه چنین بخت هایی هم می شورد و حتا علیه انتخاب محدود شده ی مردم هم کودتا می کند این یعنی پایین کشیدن همان زیپ که کودتاچیان زحمت اش را کشیدند و البته در آوردن پوستین به عهده ی مردم است. این پوستین که دنبال زیپ اش می گشتیم همان است که هر قدر هم با سعه ی صدر شستیم اش باز بو می داد.

۳. هم من و شما و هم مشایی و دباشی از تغییرات در جهان حرف می زنیم. همه تغییراتی را حس می کنیم اما چون هیچ کس قادر به بیان دقیق آنها نیست همه به تشبیه و استعاره های ناپخته رو آورده ایم. امروز به نظر من پیچیدگی این مساله در حد NP است و تنها گذر زمان می تواند راه حل قابل بررسی در حد P را ارائه کند. باید به نظاره نشست و دید. و البته که استعاره ساختن و زمین و زمان را به هم دوختن در تلاشی برای توجیه آنچه می بینیم ارزنده است، به شرطی احساس ارشمیدس در حمام به ما دست ندهد.

۴. به بهانه ی هفتم مهر، تولد رییس جمهور: اشک شادی شمعو نیگا کن. که واست می چکه چیکه چیکه. کام همه رو بیا شیرین کن. بیا «ان» ان رو بکن تیکه تیکه! همه جم شده اند دور تو امروز. همه پشت تو اند که ببینی. در جشن تولدت میری جون. ا…یستادگی بسه تو باس بشینی! نیگا دانشگاها رو. نیگا بادکنکا رو. همه مست و ملنگی. عجب مهر قشنگی!


آگوست 01 2009

رهبری فراگیر جنبش سبز

دسته: سیاستadmin @ 1:27 ق.ظ

برخی شعارهایی چون «استقلال،‌ آزادی، جمهوری ایرانی» را باعث رادیکالیزه شدن  فضا و بر خلاف خواسته های رهبری جنبش دانسته اند. در این نوشتار قصد تایید یا تکذیب این دیدگاه را ندارم، اما:

موسوی مرد بزرگی است و فکر می کنم تا امروز توانسته ثابت کند که در شرایطی ناسالم، شکننده، دروغ آمیز و ناسازگار او مردی سالم، ‌استوار، صادق و سازگار است. چیزی که امروز مورد آزمایش است این است که او در شرایطی بسیار متکثر، آیا فراگیر است؟

به گمانه ی من پاسخ این پرسش هم مثبت است. میرحسین موسوی با هر پیش زمینه ای به نظر من امروز شایستگی و توانایی این را دارد که خواست مردم را – حتا اگر از محدودیت های جمهوری اسلامی قدری فراتر رود – قلبن بپذیرد و نقش رهبری خواسته های «اکثریت» را عهده دار شود. حالا این که آیا این اراده از آن حدود فراتر رفته یا نه در عهده ی قضاوت این پست نیست و آمارگیری و گمانه زنی دقیق تری را می طلبد.

ما اگر خود را مردم سالار می دانیم باید رهبری ای را که بتواند در طول زمان بهترین هماهنگی را بین خواسته های اکثریت جامعه ی ایرانی برقرار کند بپذیریم و به خواست او و در نهایت برآیند اراده ی مردم گردن نهیم.

فضای جنبش سبز دوباره و با تأکید بی اندازه متکثر است و مهم ترین چیز پاس داشتن اتحاد در آن است. همه ی ما بهتر است از ایده آل های مان تا حدی کوتاه بیاییم و خودمان را نماینده ی یک ملت ندانیم تا این اتحاد ارزنده و بی همتا را حفظ کنیم والبته که چنین همبستگی ای گرد خواسته ی همه ی ایرانی ها (از جمله اقلیت طرفدار احمدی نژاد) شکل می گیرد.

بی شک در این راه همه ی ما و به ویژه میرحسین در ابراز آن چه که قلبن می خواهیم محدودیت هایی داریم. خوب است که در این شرایط بسیار دشوار از آنها – بردبارانه – آگاه باشیم و بدانیم کجای آن از خودسانسوری می آید و کجایش ملاحظاتی برای عمل گرایی است.

در راستای این محدودیت ها، موسوی اگر به جدایی دین از سیاست هم باور پیدا کند نخواهد توانست به عنوان تشکیل دهنده جبهه ی متحد از اصول جمهوری اسلامی و از جمله ولایت فقیه (نه مطلقه) عدول کند. این محدودیت را بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی هم پذیرفتند و با اعتماد به او پیش یا پس از انتخابات به زیر پرچم سبزش گرد آمدند.

چنین اعتمادی تا به امروز زیر سؤال نرفته و این من را شگفت زده کرده است. پاسخی درخور و فراگیر همه ی اقشار حامی موسوی از جانب او با توجه به شرایط دشوارش بسیار نامحتمل می نمود. او می توانست سرانجام تسلیم همه ی فشارهای گوناگون شود و به نحوی همبستگی رنگارنگ مردم اش را نادیده بگیرد اما به باور من هنوز چنین کاری نکرده. او درست به اندازه ی همتایش باراک اوباما هوشمندانه رفتار کرده و بهینه ترین سکانداری را برای این کشتی طوفانی به نمایش گذاشته است. نگاه نمادین به این هوشمندی دوسویه – دست کم تا به امروز – آینده ی خوشی را برای ایران زمین نوید می دهد. و این چیزی نیست جز حاکمیت برآیند اراده ی راستین همه ی مردم. همه ی مردمانی که این سرزمین را از آن خودشان می دانند. این اراده را می پذیریم و برای اعمال شدن اش می کوشیم؛ هر چه باشد.