مارس 01 2011

ما بی شمار تا شناسنامه داریم

دسته: سیاستadmin @ 7:41 ق.ظ

گفته می شود پادشاه عربستان که از جو انقلابی فیس بوک ناراضی است پیشنهاد خرید کل فیس بوک را به قیمت ۱۵۰ میلیارد  دلار داده که کل قضیه را از مرکز کنترل کند. هر کسی که به فکر حل مشکل خودش است از کره ی زمین مایه می گذارد و اینک این هم روش ایرانی که بسیار کم خرج تر است و به راحتی با ده دوازده میلیارد دلار گم شده از محل پول نفت سر و ته آن هم می آید:

به نظر می رسد که نیروهای سازمان یافته و بسیج شده ی کودتا پس از آلودن فضای «طبیعی» وبلاگستان، بالاترین، گوگل ریدر و فرندفید به شناسه (آی دی) های فله ای تقلبی شان، به تازگی به فتح فیس بوک روی آورده اند. هر کدام از این ها با ده ها و صدها و هزاران شناسه ی ساختگی و پروفایل قابل دید توسط همگان، نشانه هایی هستند از راه دور که پروژه ی «ما بی شماریم» اینها گویا در فیس بوک هم کلید خورده.

با توجه به چیزی که ما تاکنون مشاهده کرده ایم حقوق بگیران یا داوطلبان ارتش سایبری شبکه به شبکه جلو می آيند. هر شناسه در هر شبکه برای خود قدرت، نفوذ و تاثیرگذاری ای دارد و این ها با تولید فله ای آیدی قصد در تشدید این قدرت در شبکه های مجازی دارند که به وضوح از آنها احساس خطر می کنند.

دو سال و اندی پیش به قصد فتح وبلاگستان فارسی طرح ده هزار وبلاگ بسیجی را کلید زدند که در نهایت به کپی و پیست پست های تکراری و تولید صد تا صدتایی کامنت های ساختگی (به نام تولید محتوا) در پای وبلاگ های خودشان و رفقای شان انجامید. سپس توییتر، فرندفید، گوگل ریدر و … به صورت سازمان دهی شده توسط آیدی های مجازی شان به اشباع محلی رسید. حتا زمانی که برای آخرین بار بالاترین آیدی های فله ای شان را بست تصمیم اینها برای ایجاد یک بالاترین حزب اللهی (فضای وب ۲) دور از ذهن نبود. فضایی که من و شما هم بتوانیم عضوش شویم ولی از مرکز یا با مکانیسم های دیگر، طوری دیگری کنترل شود. با یک هدف ساده: ما بترسیم، نکند که آنها بی شمارند.

حالا اینها هر تعداد که هستند، سازماندهی شده های شان و حقوق بگیرها یا مخلص های شان، از بالا تصمیم گرفته اند که شبکه به شبکه وب را آباد کنند. امروز هم نوبت به فیس بوک رسیده. از عکس های پروفایل دیگران گرفته تا عکس های داونلود شده در اینترنت مثل گل و بلبل و پرچم و الله و خمینی و احمدی نژاد و … استفاده می کنند و حتا از مهمانی های مردم (دوستانی که به فیس بوک شان نفوذ کرده اند) هم عکس می گذارند و خودشان  و بر و بکس شان را جای دیگران تگ می کنند! من چند نمونه ی قدیمی دیده بودم اما هنوز تولید انبوه نشده بود. همین اواخر داشتم فکر می کردم چرا این ها به سراغ فیس بوک نمی آیند. حالا فیس بوک که تا دیروز جو طبیعی داشت، تغییرش  را خواهیم دید. کافی است یک اسم تصادفی مثل «محمد حسینی» را جستجو کنیم و ببینیم نتیجه ی به دست آمده چه تیپ آدمی است. الان وارد جزییات این داستان نمی شوم که چه طور می توانید ته و توی طبیعی بودن یا نبودن یک شبکه ی اجتماعی را در بیاورید.

انگیزه ی اینها هم موضوع قابل بحث دیگری است. داستان فقط این نیست که کسی برای دفاع مثل پرنده خودش را باد کند. مثل ماجرای همیشگی شناسنامه های تقلبی و برگ رای در انتخابات، چنین رفتارهایی همیشه مناسبات اقتصادی در پس دارند. وقتی برادران (و خواهران مجازی) راه حل را برای بی شمار شدن به جای پیوستن به مردم در تکثیر متقلبانه ی خود می بینند، یعنی منفعت بزرگی در کار است که عده ی مثلن بزرگ مجازی باید آن را ادعا کنند و بعد از این که منفعت کسب شد عده ی کوچک حقیقیآن را بین خود تقسیم می کنند. این یک روش مرسوم  و کلاسیک کلاهبرداری است که امروز خودش را در فضای مجازی و توسط گروهی ایرانی به نام ارتش سایبری نشان داده است، اما همیشه و در همه جا هستند کسانی که به سرشان بزند از مجازی بودن وب و رایگان بودن سرویس هایش سو استفاده کنند و قدرت متمرکز مجازی ای برای خود به هم بزنند، به ویژه در مواردی مثل ایران که از یک طرف جنبش اینترنتی نامتمرکز هست و از طرف دیگر در آمد هنگفت نفت و سیطره ی یک اقلیت تازه به دوران رسیده بر آن.

پیشنهاد من این است که در درجه ی نخست از چنین طرح هایی و سازمان یافته بودن شان اطلاع داشته باشید و به سادگی آنها را باور نکنید. از آن مهم تر برای امنیت خود و دوستان تان پیشنهاد دوستی کسانی را که از نزدیک ندیده اید و اطمینان از حقیقی بودن شان ندارید نپذیرید. مواردی مشکوک را به فیس بوک گزارش دهید. اگر حواس تک تک مان باشد این بار – به ویژه با توجه به ماهیت اجتماعی فیس بوک که از وب متفاوت است – جزایر منزوی خودشان را تشکیل می دهند و بین ما نفوذ نمی کنند و این بودجه شان هم (که پول نفت من و شما و خودشان است)‌ به هدر می رود.

نتیجه: لطفن بچه هایی که سان فرانسیسکو هستند اگر حس و حالش را دارند یک سری به هدکوارتر فیس بوک بزنند و پیشنهاد الگوریمی را بدهند که گروه کاربر های تولید شده ی فله ای توسط عده ای آدم محدود را ببندد. تشخیص اش راه حل زیاد دارد از جمله رشد «غیر طبیعی« دوستان هر پروفایل – از لحاظ تعداد و ضریب کلاسترینگ – انزوای کلاسترها و خلاصه این که شبکه ی طبیعی فیس بوک در نقاطی قرار است به طرز ساختگی گره بخوره و آن نقاط همه یا آي پی های ارتش سایبری سپاه است و یا آی پی های غیر واقعی.

همان طور که یادتان می آید تقلب انتخاباتی از بالا به پایین، یعنی سرشکن کردن اعداد ساختگی روی حوزه های انتخابی طوری که مجموع آرا درست از آب دربیاید،‌ کار بدیهی ای نیست و بسیار دشوار می توان همه ی جوانب یک فرآیند تصادفی  را  شبیه سازی کرد. این همه استدلال ریاضی توسط ریاضی دانان و خوره های آمار و فرآیندهای تصادفی در بررسی اعداد اعلام شده در انتخابات ایران (پس از ده روز)  از گوشه و کنار جهان سر بر آورد که نشان می داد این اعداد به طور بسیار نامحتملی دنباله های تصادفی مصنوعی را نشان می دهند و نمی توانند طبیعی باشند. این جا مساله قدری پیچیده تر است و تجزیه و تحلیل های گرافی می طلبد. من اگر شهودش را هم داشته  باشم، وقت و امکان و دانش و علاقه ی کافی برای کار کردن روی چنین پروژه ای را ندارم. شبکه ی اجتماعی کارها و آدم های علاقه مندی که اینجا رامی خوانید. پروپوزال بدهید و پروژه ی دکتری و فوق دکتری تعریف بکنید  و اگر این مساله پیشتر به طور تئوریک حل نشده، آن را یک بار برای همیشه برای نوع بشر حل کنید. من نمی دانم اما شاید تجربیات مهدی یحیی نژاد در سایت بالاترین، یا کارهای کمانگیر، یا خیلی تجربه های مشابه دیگر در اقصا نقاط وب فارسی به کارتان بیاید. تذکر وظیفه ی نیمچه اخلاقی و نیمچه حرفه ای کسی بود که در موقعیت من ایستاده. 🙂