ژوئن 16 2011

شهر قصه

دسته: سیاستadmin @ 3:34 ق.ظ

من فکر می کنم هر کودک امروزی می داند که در خواست از مراجع برای این که سکوت خود را نسبت به این همه مظالم و فجایع بشکنند تا ابد بی پاسخ می ماند. اگر قرار بود پاسخ بگیرد در این یک قرن گرفته بود. قشر روحانی از ریز تا درشت جزء به جزء منفعت شان در بقای این حکومت شیعی است، درست با همین شکل و وضع کنونی. چرا و با چه عقل و منطقی باید سکوت خود را بشکنند؟ کدام آدم معقولی این کار را می کند که آنها کنند؟ اگر هم روحانی ای بوده، طلبه یا مرجع در سال های اخیر، که سکوتش را شکسته خوب برای این است که طرف در مرکز قدرت بوده. اطلاعات داشته از چیزهایی که اتفاق می افتد که یک نانوا،‌ یک معلم، یک پزشک ندارد!

ببینید. اگر فرض کنیم هشتاد درصد معلمین، هفتاد درصد کارگران، پنجاه درصد رانندگان تاکسی، سی درصد پیشه وران و ده درصد قصابان به جنبش آزادی خواهی مردم ایران بپیوندند، شاید یک درصد، فقط یک درصد روحانیون چنین همراهی را مرتکب شوند. من در همین یک صدم هم تردید دارم. در تمام عکس های مربوط به تجمع سه میلیونی دو سال پیش تنها چند کادر وجود دارد که در آنها روحانی معترض به چشم می خورد که بخشی از آنها هم مربوط به شخص شیخ مهدی کروبی است که باور کنید همین یک دست لباس اش اضافی است.

چیزی که این ها را راهی میدان اعتراض می کند از جنس ظلم و فاجعه نیست. یک تکنولوژی جدید به مملکت وارد کنید یا یک حق به یک اقلیت بدهید و ببینید چند لشکر از این ها کفن پوشان بسیج می شوند.

روحانیت هرگز و در طی هیچ نوع رفرم و تغییری حتا اگر این رژیم سرنگون شود به تعبیری که خیلی ها آرزو می کنند به مردم نخواهد پیوست. این ذاتیِ قضیه است. اگر کسی به چنین نقطه ای برسد که استثنا است یا لباس اش را در می آورد یا برایش در می آورند یا با همان لباس محصورش می کنند تا در عزلت در گذرد.

دنیا را آن طور که هست ببینیم نه آن طور که آرزو می کنیم ای کاش بود.

خلاصه که…

پول خرد اگر دارين
دو قران يا سه قران
تحت عنوان قرض الحسنه
تا شب جمعه به من لطف کنين.