سپتامبر 29 2011

رباعیات این ایام

دسته: شعر،شوخیadmin @ 11:08 ق.ظ

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
شب پایه ی برنامه تو با ما هستی؟
ناگه پژویی طرف رو بنمود سوار
آن شب حاج آقا حساب کردش دستی!

•••

شیخی به زنی فاحشه گفتا جگرم
پا باش تو را به صیغه امشب ببرم
فردا که من از حوزه ی مان در گذرم
با بهجت و فیض و جنتی سر به سرم

•••

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
شب پایه ی برنامه تو با ما هستی؟
گفت امشب نه ولی یه میس کال بنداز
آدرس بده فردا می گیرم در بستی

•••

شیخی به زنی فاحشه گفتا جگرم
بامبول نتراش تو را یه امشب ببرم
گفتا به خدا نمی شه امشب حاجی
باید بروم ونک النگو بخرم

•••

شیخی به زنی فاحشه گفتا آبجی
یک جنس گرفتم بزنی شاداب شی
یک خط بزنی توی فضا پرتاب شی
گفتا اثرش رو سیستم اعصاب چی؟!

•••

شیخی به زنی فاحشه گفتا جگرم
تو پایه ای یا گذاشتی سر به سرم؟
من نزد مراجع نجف معتبرم
گفتا هر کی هستی به فلان شووَرم!