ژوئن 10 2013

موضع انتخاباتی

دسته: سیاستadmin @ 7:31 ب.ظ

هشت سال پیش، سال ۱۳۸۴: به مدد بی عرضگی اصلاح طلبانِ برگزار کننده ی انتخابات و به همت تحریم عمومی مخالفان، با جابه جایی تنها چندصد هزار رای، احمدی نژاد به دور دوم فرستاده شد. برای مهندسی انتخابات کاری راحت تر از این نبود که در برابر هاشمی رفسنجانی قرار بگیرد تا انتخابات به دوقطبی نمادهای فقر و غنا تبدیل شود. تحریم کنندگان که در اکثریت بودند در دور دوم تازه خطر را احساس کردند، گر چه دیر شده بود. نامزد رهبر بدون کوچک ترین هزینه ای از صندوق بیرون آمد و احمدی نژاد در برابر چشم تمام دنیا شد نماینده ی مردم ایران. در طول چهار سال حاکمیت تک حزبی مقتدرتر شد. در نبود اصلاح طلبان کوچک ترین شکافی در حکومت ایجاد نشد. در آمد سرشار نفت علاوه بر پروژه ی اتمی و تروریسم، صرف تحکیم حاکمیت و سرکوب ها و کودتاهای احتمالی آینده شد. در طول چهار سال این سرطان به دور از چشم همگان گسترش یافت و تا بعد از جنبش سبز کسی ماهیت واقعی آن را درک نکرد.

چهار سال پیش، سال ۱۳۸۸: دیگر برای این که نظر رهبر از صندوق در نیاید دیر شده بود. اما مردم (بگوییم خوشبختانه) این را نمی دانستند. از میان اصلاح طلبان به جای خاتمی که اقبال عمومی داشت یک شخصیت آرام و بی درد سر را به بازی راه دادند که بیست سال از قدرت کناره گیری کرده بود. هدف این بود که با مشارکت حداقلی سناریوی ۱۳۸۴ تکرار شود اما عمده ی مخالفان تحریم نکردند. حمایت از میرحسین موسوی گسترش پیدا کرد. سعی کردند با چسباندن او به هاشمی دوگانه ی فقر و غنا را احیا کنند اما نتیجه برعکس شد. پیروزی میرحسین موسوی قطعی بود و جابه جایی میلیون ها رای هم کاری از پیش نمی برد. پس دست به کودتا و سرکوب زدند. پیش بینی جادویی کیهان دوباره درست در آمد و نظر رهبر دوباره از صندوق بیرون آمد. اما این بار با هزینه ای پیش بینی نشده برای حاکمیت. جمهوری اسلامی در برابر چشم جهانیان، در برابر میلیاردها چشم،‌ندا را کشت. صدمه ی انکارناپذیری به مشروعیت داخلی و خارجی وارد شد. برای اولین بار دنیا دید که مردم ایران از حکومت جدا هستند. اگر چه دنیا ناچار شد به پذیرش احمدی نژاد تن در دهد اما هیچ رهبری دیگر او را جدی نگرفت. شاید به جز یکی دو تا لنگه ی خودش. کمی بعدتر شکاف ها و اختلافات درون حکومت نیز بیشتر شد و به حدی رسید که در سی و چند سال اخیر سابقه نداشت. حضور مردم مخالف با حاکمیت بود که این هزینه را به حاکمیت تحکیم کرد.

امسال، ۱۳۹۲: شرایط حکومت خیلی ناپایدار تر شده و از سوی دیگر اولویت ها و دغدغه های مردم تغییر کرده. تحریم ها و بحران اقتصادی و ناامیدی و افول ارزش های اجتماعی دست کم از یک جهت به نفع حاکمیت است و آن دودستگی مردم است. شاید سرطان های بدخیم دیگری در این سال ها رشد کرده باشد که هنوز از آنها بی خبریم و بعد از انتخابات نمود خواهند یافت. شاید هم که حاکمیت واقعن مستاصل است و ممکن است که به بازگشت حداقلی اصلاح طلبان تن در دهد. احتمالن که دوباره به نحوی (با هزینه ی بسیار کم یا بسیار زیاد) نامزد رهبر از صندوق در آمده و پیش بینی کیهان دوباره درست از آب در بیاید. دیکتاتور توان پرداخت هر هزینه ای را دارد. در این میان تنها کاری که از دست ما بر می آید این است که این هزینه را بالا ببریم.

ظاهرن اصلاح طلبان به نتیجه رسیده اند که نتیجه ی ائتلاف عارف و روحانی را اعلام کنند. به نفع عارف باشد یا روحانی برای من فرقی نمی کند. در صورت اعلام این ائتلاف در این انتخابات رای خواهم داد. بگوییم این رای برای حاکمیت هم سود دارد و هم هزینه. سود آن را همه به ویژه تحریم کنندگان می دانند که دیکتاتور این رای را یک رای به نظام قلمداد می کند. اما هزینه ای که این رای روی دست دیکتاتور می گذارد به نظر من خیلی بیشتر از سود احتمالی است عایدش شده. دیکتاتور مجبور است علی رغم میل اش رای من را بخواند. اگر این رای ها به حدی برسند که رهبر مجبور شود دوباره آنها را راهی فاضلاب کند باید برای این کارش هزینه بدهد. خوب بدهد!


ژوئن 04 2013

توسعه ی روستاها

دسته: سفرنامه،شامورتیadmin @ 10:50 ق.ظ

آخر این ماه برای اجرای شعبده بازی می رم به یک شهر کوچک به نام سومنا که چند ساعت شمال تر از اینجاست و با حومه اش حدود دو هزار نفر جمعیت داره (در نروژ ۲۰۰۰ نفر جمعیت برای خودش رقمیه). برنامه ی من بخشی از مراسم افتتاحیه ی یک کافه هست و مردم این شهر که بلاخره صاحب یک کافه شده اند از الان با پوسترها و پلاکاردهاشون چشم انتظار این برنامه ی شامورتی بازی هستند. بنا به برخورد قبلی می دونم که مردم شلیل پرور سومنا بسیار خونگرم و مهمان نواز هستند و شاید این آغاز خوبی باشه برای سفرهای استانی به منظور دیدار رودررو با مردم نواحی دور افتاده در این مرز و بوم. من فکر می کنم پاسخگویی به مطالبات مردمی این گونه مناطق خیلی مهم تر است از تخصیص منابع و امکانات به شهر های بزرگ. توسعه ی روستاها رو توی برنامه ام هم اعلام کرده ام.

رئوس برنامه ی من:
۱. استفاده از ظرفیت های موجود
۲. بررسی اولویت ها
۳. توسعه ی جمعیتی روستاها
۴. ترتیب اثر دادن به مردم شلیل پرور مناطق دور افتاده