دسامبر 18 2018

جنگل هوشمند

دسته: پراکندهadmin @ 6:00 ب.ظ

من اینجا و در همین نقطه، چند ماهِ پیش به این باور رسیدم که «طبیعت هوشمند است و با انسان ارتباط برقرار می‌کند».

از همان روز این ادعای «مردم‌ پسند» که تکامل هوشمند روی کره‌ی زمین با انسان آغاز شده برای من منتفی شده است.

ما جنگل را فقط در روی زمین و به صورت شبکه‌ای «توری» می‌پنداریم که در آن هر درختی فقط با همسایگانِ مستقیم‌اش در تماس است. در حالی که امروز می‌دانیم جنگل یک کلاف است، جایی که درختان از فواصل بسیار دور، و از زیر و روی زمین به یکدیگر اطلاعات ارسال می‌کنند. این شبکه‌ی عظیم در گذرِ روزگار، ساکت و آرام، خطرات بسیاری را پشتِ سر گذاشته و این احتمال وجود دارد که همچون شبکه‌های مشابه دیگرِ خود در طبیعت، مانندِ جامعه‌ی انسانی یا مغز، دانشی از این تجربه‌ها را جایی ذخیره کرده باشد. ما هنوز نمی‌دانیم که از زایش و رویش چنین شبکه‌ی عظیمی در طول صدها میلیون سال چه دستاورد‌ها و فن‌آوری‌هایی قابل پدیدار شدن هستند!

به ظن قوی این درخت‌ها بودند که ما حیوانات (و از جمله حشرات) را با عقلِ جمعی و فن‌آوری زیرزمینیِ خود «ابداع» کردند، نخست برای گرده افشانی و بقا و گسترشِ خود، و یا پس راندن یخ‌های عصر یخ‌بندان و پس از آن چه بسا برای اهدافِ عالی‌تر؛ از ارسالِ حیات به کره‌های دیگر گرفته تا ساختن سپر دفاعی برای محافظت کلِ حیات از خطر اجرامِ آسمانی‌ِ، یا تهدیدهای درونی و بیرونی دیگر. این ادعا برای من اصلن ادعای عجیبی نیست. این فرآیند درست مانند همانی است که در طی آن ما در طول تنها چند هزاره تلفنِ همراه و موتورِ‌ جستجو و مریخ‌نورد را را اختراع کردیم! ما یک دو صد میلیارد انسان زنده و مرده، این همه را به طور گروهی و تنها به ابزار «زبانِ دوگانه» ای که از الفبای صوتی مان پدید آمد به ثمر رساندیم؛ ابزار ترکیبیاتی‌ای که در باقی حیوانات هیچ نظیری نداشت اما به گونه‌ی ما قدرتِ جمعی بی‌همتایی را در پردازش و محاسبه عطا کرد. به نظر من برای هوشمندی جنگل کافی است که درختان از زمان‌های کهن‌تر به ابزارهای مشابهی، مثلن نوعی از الفبای شیمیایی، مجهز بوده‌ باشند.

همان طور که عضوِ یک قبیله‌ی ثامتِ صدنفره‌ در جنگل‌های آمازون رفتار متفاوتی از یک تماشاگر تئاتر در قلب پاریس دارد، درختانی که در همان آمازون در بین صدها میلیارد همتای خود می‌رویند نیز می‌توانند در طول اعصار به گسترش و نگه‌داری شبکه‌ی اطلاعاتی وسیع‌تر و ابزارهای پیچیده‌تری یاری برسانند که یک تک درخت منزوی هرگز نمی‌تواند. از این جهت، جنگل‌ باران‌خیز استوایی در برابرِ یک باغ،‌ مثلِ تهران یا نیویورک است نسبت به یک روستا.

من فکر می‌کنم بسیار بعید است که خلاقیت، نوآوری و انباشتِ‌ دانشی که ما در شهرهای تمدنِ انسانی مشاهده می‌کنیم همانندی در همتاهای گیاهی خود نداشته باشد. کشف و نشان دادن دقیقِ چنین پدیده‌هایی تا کنون از درکِ آدمیزاد خارج بوده اما بررسی این ادعا‌ کاملن می‌تواند در توان فن‌آوری کنونی ما باشد.