ژانویه 27 2009

گلابی شدگی یک دگرباش

Category: شخصیadmin @ 12:22 ب.ظ

قم - خرداد 1385

خداوند همه ی ما را از خطر اجتناب ناپذیر «میانگین» بودن نجات دهاد.

پ.ن. منظورم میانگین گرفتن از رفتار و پندار مادر و پدر و آموزگار و اطرافیان است برای شکل دادن به باورها و هنجارهای خودمان. همیشه ترجیح می داده ام یک پیکسل «سرخ» باشم در قسمت سبز رنگ یک چشم انداز؛ بگوییم یک گیلاس بر روی یک درخت، چشم پوش از اینکه برگ ها چه جوری نگاه اش می کنند. حالا نه که ساز مخالف،  که عنصری مقاوم تر از یک آفتاب پرست تا آنکه بیشتر «خود» باشد. الان می بینم که  انگار روزگار سخت برگ هایی  در اقلیت افتاده می تواند دشوارتر از روزگار من باشد بر روی درخت، اگر چه اینجا یک ظرف مخلوط میوه های رنگارنگ است و من هنوز یک گیلاس تنهایم که تمایل دارد گلابی شود در جایی که گلابی هم دست کم در این سوی ظرف تا چشم کار می کند به چشم نمی خورد.

2 پیام برای “گلابی شدگی یک دگرباش”

  1. نعیم می گوید:

    تعبیر زیبایی بود کلا.
    البته از توهین به آفتاب پرست اصلا خوشم نیومد چون به نظرم خیلی موجودات جیگر و با نمکی هستند. از سگ هم کیوت ترند جون تو. هر چی از کیوتی این جونور بگم کم گفتم.

    ——

    موافق ام
    آفتاب پرست زیاد دارین تو استرالیا؟ نکنه به عنوان پت نگه می دارین؟

  2. بهار می گوید:

    ما هم این کامیابی را به بهاره، شما و جامعه علمی تبریک می گوییم. راستی یادتان هست چندین ماه پیش برایتان نامه ای فرستاده بودیم، هنوز در بی پاسخی به سر می بریم!

    ———-

    ای داد بی داد
    شرمنده بهار جان
    از قلم افتاد و به کل یادم رفت. کاش یادآوری ام می کردی
    اگر تا دو روز دیگر جواب ندادم لطف می کنی دوباره با ای میل یادآوری کنی؟ 🙂

    نشد این بار هم هم را ببینیم. قرار بود نگین را هم در میانکاله به صرف دید زدن پلیکان ببینیم که آن را هم در اثر سو تفاهم خواب ماندیم و نشد!

پیام بگذارید: