Jun 25 2009
شرف داشتن جگر می خواهد
تا دلیل قانع کننده نبینم قانع نمی شوم!
انگار تا به امروز تمام چیزهایی که توی کله اش فرو کرده اند دلیل قانع کننده و محکمه پسند داشته است. دیگر دو هفته ای می شود که در بین همه ی این گرد و خاک ها می خواهد همه ی چیزهایی را که می بیند تکذیب کند. می گردد و در بین استدلال های ریاضی تقلب در انتخابات ایراد پیدا می کند تا نپذیرد که از اینها بر می آید که رای یک ملت را بدزدند، انگار که شاهد های دیگرش را گرفته اند. می گوید بسیج در این شلوغی ها دخالت ندارد و هر سند و مدرکی که برایش رو می کنی می گوید آخر انصاف ات کجا رفته که هر شایعه ای را باور می کنی و آن وقت هر دروغی که صدا و سیما می گوید بدون دلیل و مدرک می پذیرد. می گوید حزب الله لبنان دخالتی در سرکوب ها ندارد و همه ی نیروی اش را در این شرایط صرف این می کند که استناد ادعاهای دخالت آنها را زیر سوال ببرد. بحث را عوض می کند. انگار جرأت نمی کند حرف دل اش را بزند ولی همین حرف ها از لا به لای موضع گیری هایش چکه می کند.
از یک سو با خودم می گویم خوب حق آزادی بیان و اندیشه است و هر کسی حق دارد جوری که دوست دارد به اوضاع نگاه کند و خود را به آن راهی بزند که برایش راحت تر است. از سوی دیگر از این توهین بزرگی که به شعور خودش و اطرافیان اش می کند حرص ام می گیرد. از این اصرار مقدس اش برای باتقوا ماندن و تهمت نزدن به برگزار کنندگان انتخابات در شرایطی که منتقدان انتخابات را با هر بهانه ای تخریب می کند خنده ام می گیرد.
می کوشم نادیده اش بگیرم و به کار خودم بپردازم ولی چیزی درش هست که قلقلک ام می دهد بیشتر زیر نظر داشته باشم اش. تا به حال خود را به بی شرافتی نشناخته و اینک ناگهان خود را در شرایطی یافته که محافظه کاری اش دست و بال شرف اش را بسته. چیزهایی را که می بیند باور نمی کند و به جایش چیزهایی را که باور دارد می بیند. این روزها هم که بر خلاف گذشته گوشه نشین شده و همه با او مخالف هستند مثل بچه ها از لج بازی اش لذت می برد. منافعی ندارد اما ترسو است. می ترسد باور کند که شاید اشتباه می کرده. پذیرفتن چیزهایی که می بیند مستلزم فروریختن بخش هایی از ساختار فکری اش است که با آن بزرگ شده است و او شک را هم به خود راه نمی دهد، به همین سادگی که قدرت مدیریت این شک را ندارد.
پ.ن. من فکر می کنم اگر بخواهیم به شعور خودمان توهین کنیم همیشه شاهدی برای تکذیب چیزهایی که می بینیم و نمی خواهیم باور کنیم هست. شرافت نیاز به قدری شجاعت دارد و باقی بهانه است.
۴م تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۰۰ ب.ظ
دوستان عزیزی که تو کار ریاضیات، منطق، اقتصاد، علوم کامپیوتر، فیزیک، و غیره هستید. لطفا فکر کنید و سریعا یک راه حل برای مشکل تجمعات داخل ایران پیدا کنید. این موضوع رو جدی بگیرین لطفا. این مساله شماست، نشون بدید که چیزهایی به درد بخور هم بلدید! لطفا این مطلب رو تو بالاترین بزارید
یکی از مشکلات بسیار جدی که در راه راهپیمایهای مسالمت آمیز مردم وجود دارد این است که ماموران مسلح دولتی همزمان با دیگران از مکان و زمان راهپیماییها خبر دار میشوند و با حضور زود هنگام در محل مورد نظر از تشکیل هسته اولیه این تجمعات جلوگیری میکنند. سوالی که مطرح میشود این است که چه راه حلی برای این مشکل وجود دارد. من متخصص نظریه بازیها نیستم اما فکر میکنم که بشود یک استراتژی پیدا کرد که امکان تشکیل تجماتی با تعداد قابل توجهی از مردم رو بده. صورت مساله اینه: فرض کنید پانصد هزار نفر میخواند در جائی، مهم نیست کجا مثلا در یکی از میادین تهران، تجمع کنند. فرض کنید صد هزار نفر نیروی ضد شورش هم وجود داره. مردم چه جوری رفتار کنند که در یکی از میادین حدود صد هزار نفر بتونند تجمع کنند؟ برای اینکه موضوع روشن بشه استراتژی زیر رو در نظر بگیریید:
فرض کنید که مردم قرار است ساعت ۴ بعد از ظهر در میدان انقلاب جمع بشن. حالا قرار میزاریم که هرکسی بره در اولین میدونی که در فاصله حد اکثر ۵ کیلومتری میدون انقلاب است تجمع کنه و وقتی که تعداد تجمع کنندگان به مثلا ۱۰۰ نفر رسید به میدون نزدیکتر حرکت کنند. و قرار میزاریم که اگر کسی به مانع برخورد کرد(مثلا پلیس ضد شورش یا…) راهش رو کجع کنه ولی عقب نره. در این صورت چه اتفاقی میافتد؟ به نظر من امکان اینکه تعداد قابل توجهی از مردم بتونن در یک جا همدیگر رو پیدا کنند بسیار زیاد است. شما فکر کنید چرا و ببینین آیا استراتژیهای بهتری پیدا میکنید؟
۴م تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۱۳ ب.ظ
بابت قلقلک اندیشه مان سپاس…
۴م تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۲۲ ب.ظ
به نقل از سایت بالاترین:
وعده بچه های غرب تهران در میادین پونک و سعادت آباد برای شنبه
میرحسین ما را امیدوار نگاه داشته. امشب الله اکبرها وحشتناک بود و حتما تن خیلیا رو لرزونده. بچه های غرب تهران برای ساعت ۱۷ روز شنبه در دو میدان پونک و سعادت آباد قرار گذاشتن. یه سری از بچه ها هم از کرج دارن میان. اونقدر می آییم و راه می ریم و به جلوی مامورا قدم می زنیم تا ببینیم کی زودتر خسته میشه. این پیغام رو به بچه های غرب تهران برسونید. / یه خبر هم اینکه پنجشنبه قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا پر از مامور نظامی و لباس شخصی بود و هر کی رو که می گفت آشنای خونواده های مقتولینه می گرفتن و می بردن. اونجا چادر زده بودن و مراقب اینکه کسی به هوای زیارت قبور مقتولین جولان نده.
۴م تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۰۰ ب.ظ
فردا ساعت ۱۱ تجمع مردمی در میدان ۷ تیر
۵م تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۳۳ ق.ظ
توجه! همکاری در تحریم صدا و سیما
صدا و سیما این روزها دروغگویی ها و تحقیرهایش را به اوج رسانده..
یک راه که برای مقابله مدنی با این رسانه دروغ پرداز توسط گروهی از مردم پیشنهاد شده و کاملا نیز عملی است تحریم خرید کالاهایی است که در صدا و سیما تبلیغ میشود.
کافیست کالایی که تبلیغ میشود را در خاطر داشته و به هنگام خرید از آنها نخرید و حتا ممکن است به فروشنده نیز بروز بدهید که این کالا را به دلیل تبلیغ شدن در صدا وسیما نمی خرید.
مطمئن باشید همین حرکت مدنی که کوچکترین هزیته ای هم برایتان ندارد و هیچ آسیبی به شما و عزیزانتان نمیرساند در صورت همه گیر شدن میتواند بسیار کارساز باشد.
صدا و سیما در سال دست کم ۳۰۰ میلیارد تومان از تبلیغات درآمد دارد. از چیپس و پفک گرفته تا لوازم خانوادگی.
پس همراهی کنید و دیگران را نیز به این حرکت مدنی دعوت کنید.
اگر جرات به خیابان رفتن وشعار دادن نداریم دست کم از این راههای ساده استفاده کنیم. اینرا برای دیگران نیز ارسال کنید.
۵م تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۵ ق.ظ
خواهشن روی تک تک اسکناسهایی که این روز ها به دستتان می رسد یا از عابر بانک میگیرید یا هر چیز دیگری عبارت رای من چه شد؟ رای من کو؟ و رای مرا پس ده را بنویسید هیچ چیزی از هیچ کداممان کم نمی شود . هر کدام که به ۱۰ نفر این را بگوییم و او را مجاب به انجام این اعتراض آرام کنیم این حرکت عاری از خشونت زمانیکه به سطح هفتم برسد میشود ۱۰ میلیون نفر و میتوانید تصور کنید این یعنی چه ؟ یک دولت هرگز نمی تواند این همه اسکناس را معدوم کند و این رای او یعنی یک افتضاح ملی . چرا فکر میکنید حتمن باید به خیابانها رفت و کشته شد ؟پس اعتراض عاری از خشونت کجا معنا پیدا میکند ؟ احساس می کنم مردم خسته شده اند. این را به وضوح میبینم دیگر کسی شبها الله اکبر نمیگوید . کسی بادکنک هوا نمیکند بابا اگر شبها بادکنک ها را باد کنیم هر کدام ده تا .۲۰۰۰ نفر که این کار را بکنند صبح میتوان ۲۰۰۰۰ بادکنک در آسمان تهران هوا کنیم چرا این روشها را بی اثر می دانیم . والا به خدا خیلی موثر است کافی است امتحان کنیم. ضمنن از بمب ایمیلی به سمت صدا وسیما نباید غافل شویم . میتواند روحیشان را تضعیف کند وآنها را بشکند . آنها جنسشان از فولاد نیست آدمند و اگر روزی چند هزار ایمیل حاوی اعتراض و حتی جملات محبت آمیز حاوی اعتراض دریافت کنند اعتماد به نفسشان شکسته میشود اگرچه روششان تغییری نکند. خواهش میکنم اطلاع رسانی کنید خواهش عاجل دارم از همه .
۶م تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۳۶ ق.ظ
شرافت شجاعت می خواد..درسته باقی بهونه ای بیش نیست…من فکر می کنم عده ی کثیرمون اونقدر شجاع بودیم که تا الان ادامه دادیم..مسئله ای که هست به قول یکی از دوستان زمان بندی و مدیریت تجمع ها بسیار ضعیف هستش به خاطر همین این روزها فقط داری کشته می دیم…در مورد نوشتن اعتراضات روی پولها من خودم به شخصه از فردای روز انتخابات همین کار رو می کنم اما جای تاسفه که اتنها با تمسخر اطرافیان مواجه شدم…اما ایمیل زدن به صدا و سیما ایده ی بسیار خوبیه و اگه هرکدوممون این مطلب رو حداقل به ۱۰ نفر انتقال بدیم فکر کنم نتیجه بگیریم….
۶م تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۰۰ ب.ظ
این چکه کردن جالب بود. همینطوریه. به نظر من حقیقت همیشه از لابلای مواضع نشت میکند. انگار یاغیه و دوست داره خودش رو نشون بده.
۷م تیر ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۳۸ ب.ظ
salam manam ba in nazareton dar morede badkonaka movafegham vali hesabe basijia ro kardi?
to mahaleie ma saat 10 ke mishe mese sag mirizan to khaibon
kasi jorat nadare biad biroon
az to haiat faghat alah o akbar migan