Jul 03 2009
باز هم در مورد افکار عمومی جهان
در شرایط مستعدی به سر می بریم که اگر قدر آن دانسته نشود پتانسیل های به دست آمده به هرز رفته و محو می شود. ایرانی های خارج از کشور که در مجموع ضریب نفوذ قابل قبولی در مراکز دولتی، رسانه ای و دانشگاهی در سطح جهان و به ویژه مغرب زمین دارند الان از هر طیف و گروه، انگیزه و اراده ی همکاری با جنبش سبز را پیدا کرده اند. این یعنی موج کمپین و شور و شوق انتخاباتی ما و همراهی مان با داخل ایران که پیش از انتخابات برای خیلی ها کمتر معنا داشت، امروز و در شکلی جدید زمان کافی پیدا کرده و دست کم تا کنون توانسته حساسیت تمام جامعه ی ایرانی تبار کره ی زمین را حتا از نسل دومی ها به شدت برانگیزد. این موج نباید در جامعه ی ایرانی تبار باقی بماند و باید مسیر خود را تا درنوردیدن همه ی افکار عمومی جهان بپیماید. انتشار محتواهایی مثل فیلم ندا به دلیل دلخراش بودن و توجه عمومی جهانی با توجه به داغ بودن اوضاع ایران سرعت بسیار زیادی در این پیمایش داشت. اما محتواهای دیگری هستند که دامنه ی نفوذ آنها از فیلم ندا هم بیشتر است ولی سرعت نفوذشان به آن اندازه نیست.
ما ایرانی هایی که به هر عنوانی از ایران دور هستیم گاه احساس می کنیم که این بیرون کاری از دست مان بر نمی آید اما هر ایرانی فراتر از مرزها ضمن اینکه تحت فشار بسیار کمتری از هموطنان اش داخل ایران است به چند دلیل از آزادی عمل بیشتری برخوردار است و وزن کارهایش بیشتر است. دلیل اصلی این وزن بیشتر هم در تفاوت جریان اطلاعات و اثرگذاری در خارج از ایران در مقایسه با داخل است. این جریان هم از نظر «شدت» متفاوت است و هم «جهت». و البته مهم ترین نقشی که ایرانی های مقیم خارج می توانند بازی کنند کمک به روان سازی این جریان اطلاعات و بهینه سازی این تآثیرگذاری است.
به عنوان یک مقایسه این دو جریان اثرگذاری را در نظر بگیرید:
افکار عمومی <—- رسانه <—- زمامداران
افکار عمومی —-> رسانه —-> زمامداران
در یک حساب سرانگشتی امروز جریان نخست در ایران برقرار است ولی به ویژه در غرب افزون بر جریان نخست، جریان دوم تأثیر سزاوار توجهی دارد. هر یک از ما می توانیم در قانع کردن هر یک از این سه سطح برای توجه به مطالبات مان نقش داشته باشیم. ایرانی هایی که دسترسی مستقیم به لایه های بالای زمامداران یا به رسانه های عمومی ندارند دست کم می توانند روی افکار عمومی اطراف خود تاثیر بگذارند. با احتمال بسیار بالایی هر شهروند دهکده ی جهانی به نحوی با یک ایرانی دوست یا در ارتباط است. اگر هر ایرانی بتواند با توجه به شرایط حساس ایجاد شده ذهن اطرافیان اش را متمایل به مطالبات ما کند، این موج بخش تاثیرگذار و عمده ای از نوع آدمیزاد را در پنج قاره فرا خواهد گرفت. بابت ضریب نفوذ نگران نباشیم. ممکن است دو سه هفته ای طول بکشد تا یک شهروند در پورتوریکو مثلن از تیر خوردن یک ایرانی یا از وقوع تقلب در انتخابات ایران یا از بلوکه شدن اموال زمامداران ایران در خارج از کشور با خبر شود. اما اگر همه ی مان احساس مسؤولیت کنیم او هم به عنوان یکی از این شش میلیارد نفری که خواسته یا ناخواسته سرنوشت اش به سرنوشت ما گره خورده به شکل کارآمدی خبردار خواهد شد. هنوز بسیاری از پاکستانی ها رییس جمهور کودتایی ایران را یار و یاور محرومین می دانند. این تصویر دروغ آمیز باید به دست تک تک ما اصلاح شود.
دست ما به افکار عمومی دور و برمان راحت تر می رسد، به رسانه ها کم تر و به زمامداران خیلی دشوارتر. اما هر کدام از اینها برای خود راهی دارند. از دم دست ترین شان شروع کنیم. در دراز مدت این افکار عمومی هستند که نه تنها رسانه ها و زمامداران که مسیر جهان را شکل می دهند. ببینید رییس جمهور محترم چه قدر در مورد مسیری که جهان در آن قرار گرفته صحبت می کند. به عنوان یک کودتاچی موفق از او درس بگیریم. اهمیت این موضوع را او دریافته بود، گو اینکه آن چه در چهار سال گذشته با پول نفت من و شما و دروغ های خستگی ناپذیرش در ملل دور و بر رشته بود با خونین شدن دست هایش و البته زحمت تک تک ما در حال پنبه شدن است.