مارس 01 2004

نقد اعتدال طلايي ارسطو

Category: فلسفهadmin @ 1:26 ب.ظ

نظريه ي اعتدال ارسطو در حوزه ي اخلاق هنوز بر فرهنگ ما سيطره دارد. متأسفانه دست پير اين انديشمند بزرگ همچنان از آستين شرع و عرف، زندگي روزمره ي ما را هدايت مي كند؛ پيامد هاي اين اصل همه  از آموزه هاي مشايي دين ما  در اخلاق هستند و حاصل كنكاش هاي او در طبيعت آدمي امروز نقش تابوهاي محافظه كارانه را در افكار ما بازي مي كند. پرسش اين است: اعتدال براي چه؟ اعتدال تا كجا؟

اعتدال طلايي، پاسخ ارسطو به مسأله ي سعادت است: جلوگيري از افراط و تفريط،  و لزوم رعايت حد وسط در هر زمينه از زيستن كليدي است كه او براي دستيابي به سعادت – غايت زندگي آدمي – نشان مي دهد. به زبان تحليلي تر با فرض اينكه بتوانيم ميزان ارضاي اميال را  به گونه اي كمي – يا شبيه آن – بيان كنيم، براي سعادتمندانه زيستن نبايد در جستجوي بيشينه يا كمينه كردن اين كميت ها باشيم. اعتدال طلايي مي گويد كه بسته به ظرفيت و توانايي مان بايد ميانه را برگزينيم. سعادت در هر زمينه در گرو تشخيص و تعقيب اين راه ميانه است.

در نگاهي متفاوت، اين اصل، سيستم هاي شيميايي تعادلي را به ياد مي آورد. در مدلسازي ماكروسكوپي يك واكنش شيميايي گفته مي شود كه عناصر تشكيل دهنده ي واكنش در جستجوي دستيابي به دو هدف هستند: حداقل سطح انرژي و حداكثر بي نظمي. واكنش هايي كه در يك سو هر دو هدف را تأمين مي كنند يكطرفه اند و نه تعادلي. اما واكش هايي كه نمي توانند با يك تير دو نشان بزنند، بين اين دو سرگردان مي مانند. واكنش به هر سو كه كشيده شود، دوري اش از سوي ديگر نامطلوب است. در اينجا شرايط محيطي است كه تعيين مي كند سيستم تعادلي در كجاي اين طيف متوقف شود. پس ما يك مساله ي بهينه سازي خواهيم داشت: با شرايط محيطي مفروض، واكنش در كجا بايستد تا هر دو هدف به بهترين شكل ممكن تحصيل شود؟

ارسطو در تشريح اصل خود نمونه هايي از تز آزمون و خطا در ارضاي اميال مي آورد. راه حل پيشنهادي او به شيوه هاي عمومي كنترل سيستم هاي حلقه بسته امروزي -سيستم  با بازخورد – مي ماند.شما چيزي مي دهيد و چيزي مي گيريد، اما براي دستيابي به نتيجه ي سعادتمندانه تر بين اين گيرندگي و دهندگي بايد اعتدالي وجود داشته باشد.شما مي توانيد براي چشيدن شيريني كسب نمره ي ممتاز، عذاب شب زنده داري را به جان بخريد و يا براي كسب لذت آسوده خفتن، رنج افت نمرات تان را. او از شما مي خواهد تا ‌براي سعادتمندانه زيستن راهي ميانه ي اين دو را انتخاب كنيد؛ اين راه نسبي است و به شرايط شما وابستگي دارد.اينجا نيز مسأله ي بهينه سازي مي پرسد: براي سعادتمندانه زيستن بين خواب و مطالعه كدام را برگزينيم؟

ادعاي ارسطو اين است كه به هر حال پاسخ اين پرسش هر چه باشد چيزي بين افراط و تفريط است. شما با افراط در هر كدام از اين دو،  از سعادت – غايت زندگي به ظن ارسطو – دور شده ايد.
اعتدال طلايي پاسخ ارسطويي غالب ما به مسأله ي سعادت است. اما مسآله ي اعتدال ارسطو با همه ي بغرنجي كمي و كيفي، خود اساسا يك مسآله ي پيچيده ي بهينه سازي است. و مسايل بهينه سازي آنگونه كه ما در فنون روز نيز با آنها برخود كرده ايم، خود مسائل كمينه سازي يا بيشينه سازي هستند. اپتيمم ها در گرو اكسترمم ها هستند؛ اين بدان معنا است که هميشه وقتي چيزي را بهينه مي دانيم كه چيزي كمينه باشد يا بيشينه. ممكن است اين يكي لذت باشد و آن ديگري رنج. يا اين رضاي پروردگار باشد و آن خشم او و از اين دست… به نظر مي رسد که ما همواره در جستجوي دستيابي به يك چيز يا چيز هايي هستيم -ماهيت آنها در اينجا اهميتي ندارد – و تعادل تنها امي تواند بزاري باشد براي آنكه به بهترين نحو به اين چيزها برسيم. مسلما اگر راهي وجود داشت كه ما هم از لذت پرخوري بهره مند باشيم و هم از رنج دل درد رهايي يابيم، دريغ نورزيده و ميانه اي را نيز طلب نمي كرديم.

ارسطو مي خواهد كه در تعقيب لذت ها هم ميانه رو باشيم، چرا كه افراط در آنها – مانند پرخوري و … – خود مسبب رنج است. با همين ادعاي اخير آيا افراط در ارضاي اميال افراط در لذت جويي است؟ آيا در جستجوي سعادت نيز بايد معتدلانه عمل كنيم؟

پیام بگذارید: