مه 29 2010

داستان زندان رجایی شهر به سبک مجله فیلم

Category: سیاستadmin @ 6:23 ب.ظ

محسن یک زندانی سیاسی جوان است که در زندانی در کشور جمهوری اسلامی ایران به سر می برد. او به بهانه ی یک سو تفاهم بدون دلیل و توضیح مورد شکنجه ی رییس زندان به نام «حسن آخریان» قرار می گیرد و دو دست و دو پایش می شکند. حسن معتاد به شیشه است و با زندانی ها رفتار بسیار خشن و جنون آمیزی دارد و از همین رو وقتی که محسن و چند نفر دیگر را بعد از شکنجه به بهداری زندان منتقل می کنند جلوی این انتقال را می گیرد. در این اثنا یک ناشناس با محسن مصاحبه می کند و فیلم آن مصاحبه به بیرون از زندان درز می کند. دو مامور وزارت اطلاعات از پایتخت با ماموریت کشف هویت فیلمبردار به زندان مربوطه فرستاده می شوند. فرد شکنجه شده که به تازگی استخوان هایش شکسته در برابر افشای هویت فیلمبردار مقاومت می کند و به زندان انفرادی فرستاده می شود. ادامه دارد…

پ.ن. من در همین جا از «آن دسته از خوانندگان عزیز ضد امپریالیست و استکبار ستیزی که در مورد غزه و لبنان و زندان ابوغریب و امثالهم با کمترین اطلاعات خود را هلاک می کنند اما همواره نسبت به اخبار شکنجه در ایران خنثا هستند» عذرخواهی می کنم اگر مشاهده ی ویدیوی یک هموطن بی مقدار احساسات لطیف شان را جریحه دار کرده و وقت عزیزشان را تلف نموده بدون اینکه مربوط به گوانتانامو باشد و بتوان از طریق آن به نحوی به امریکا گیر داد. اصلن هم به آنها یادآوری نمی کنم که چراغی که به یک خانه ی تاریک روا است به چراغانی مسجد حرام است یا نه. و این هم برای روز مبادا که دور نیست.

پیام بگذارید: