ژوئن 26 2007

بختک

Category: رویاadmin @ 5:28 ق.ظ

من زیاد خواب می بینم. رنگی هم می بینم با حضور کامل همه ی حواس پنج گانه (و گاه بالاتر). پر تعداد هم می بینم: هر روز صبح چهار پنج تایی شان یادم هست. رویا اصولن بخش عمده ای از زندگی من است که به اندازه ی بیداری اهمیت دارد.

از روزی که هزارتوی خواب را نوشته ام، رویاهایم بسیار عمیق تر شده اند. این البته لزومن ربطی به نوشتن من ندارد. دلیل اش می تواند اشعه ی کیهانی باشد یا فعل و انفعالات اخیر در سطح خورشید که این روزها خواب همه مان را بر آشفته. خواب های این روزهایم خیلی کابوس وار هستند. چیزی که اصلن دلیل اش را نمی فهمم. اوضاع زندگی بر وفق مراد است و من کابوس هایی می بینم که حتا کوچک ترین نشانه ای در آنها نیست که آگاه ام کند از ناآرامی ای که در جایی از ناخودآگاه ام به سر می برد. به واقع عجیب است. آخرین شان را همین یک ربع پیش دیدم:

یک بختک اساسی افتاده بود روی ام. چون اخیرن دوستی می گفت بختک ها همان جن ها هستند که می خواهند انرژی آدمیزاد را بخورند و ما باید از خودمان دورشان کنیم تا از روی مان بلند شوند. من به عکس، می خواستم بدانم دقیقن کیست و چه از جان من می خواهد. در نتیجه هِی با او گلاویز شدم و بیشتر فراخواندم اش. در همان شرایط سخت – و البته لذت بخش و عمیق – که نمی توانستم کوچک ترین حرکتی به ماهیچه های ام بدهم به این نتیجه رسیدم که اگر اراده کنم می توانم صورت اش را ببینم. حاصلِ این اراده به دست آوردن سرنخ هایی برای کشف هویت او بود: در یکی از عکس هایی که از دوران کودکی مادرم دارم و اخیرن اسکن کرده ام یکی از بچه هایی که سر کلاس نشسته آدمیزاد نیست و جن است. حالا این که کدام عکس و کدام چهره را دیگر نتوانستم کشف کنم؛ طرف بلند شد و رفت.

حالا با تو هستم بختک جان. بدجوری ما را توی کف گذاشتی. خلاصه اگر در دنیای جن ها به اینترنت دسترسی داری، فردا بیا. گو اینکه خیلی بدقلق و ترسناکی، می خواهم ببینم کی هستی. موهایت قرمز بودند. این را مطمئن ام.

22 پیام برای “بختک”

  1. ماني كسروي می گوید:

    دوست و همكار گرامي سلام.وبلاگ خواندني شما در خبرچين به ثبت رسيد.در صورت تمايل لينك يا لوگوي خبرچين را در وبلاگ خود قرار دهيد.با تشكر.
    ——–
    متاسفانه سراغ هر چیزی که می روم می بندندش. نمونه اش بلاگ رولینگ که پیش پای شما فیلتر شد. اولین فرصت می پیوندم تان. به محض اینکه به اینترنت آزاد دست یافتم

  2. میرزا قلی خان راپورتچی می گوید:

    من هم از شما که کرارا خواب میبینید به ویژه با تمام حواس پنجگانه خوشم آمد و امید است رفیق شویم.ضمن اون فوتو هم شد عکس؟
    ———-
    ارادت شما را مندیم. حالا کدام فوتو؟

  3. ندا می گوید:

    خب، من یقین دارم که جن ها به اینترنت دسترسی دارند، و وبلاگ هم چک می کنند، مخصوصا وبلاگ کسانی که قبلا به خوابشان رفته اند تا انرژیشان را بدزدند که حتما چک می کنند. حتی بعضا دیده شده که برخی از به دیار باقی شتافتگان هم گه گاه در مسنجر آنلاین می شوند… خلاصه منتظر باشید، بعید نیست همین امروز و فردا کامنتش را همین جا ببینید.
    اما، در مورد جناب دکتر نجومی، راستش، نه والا، من هم خیلی دلم می خواد بدونم حالش چطوره. یعنی راستش اون اول که بیمارستان بستری بود، ما رفتیم ملاقاتش، بعد ازمون خواست که دیگه نریم دیدنش. ما هم دیگه نرفتیم. اما بعید می دونم چندان خوب باشه… 🙁
    و… خب، آقای نیما دارابی ، اولا که افتخار دادین و مزین فرمودین به وبلاگ من تشریف آوردین. کلی جستجو کردم که این اسم آشنا کی می تونه باشه! و خب تا اونجایی که حافظه من یاری می کنه، شما باید همون آقای محترمی باشین که امروز تو دفتر مجله مشغول مطالعه بودین و سر و صدای ما اسباب مزاحمت شد؟؟؟ جدا باعث شرمندگی ماست. (اشتباه که نگرفتم احیانا؟؟؟ که بیشتر اسباب شرمندگی بشه؟؟؟ البته شناختمتونا، ولی مشکل اینه که من یه کم حافظه تصویریم ضعیفه!) به هر حال خیلی خوشحالم از اینکه عکس ها و نوشته های عالی تون رو می بینم. بی اغراق عرض می کنم. پیروز باشید.:)

    ————————————

    راستش چند ماه پیش که خبر بیماری دکتر نجومی رو شنیدم جستجویی کردم در وب و یکی دو تا پست وبلاگی به چنگ ام اومد که براش دعا کرده بودند و از این حرف ها. خلاصه خبر موثقی به دست ام نیومد. این کار رو دیشب هم تکرار کردم (چون امروز قرار بود بیام شریف) چیزی که به دست اومد وبلاگ شما بود که احوال پرسیدم. و البته در مورد دفتر مجله درست می فرمایید. من مشغول بودم ولی سر و صدای خاصی احساس نکردم. شما هم پیروز باشین و فراغت از تحصیل تون مبارک. قسمت ما هم بشود

  4. مستانه می گوید:

    سلام
    من خودم اين بختك رو تجربه كردم
    حالا با هم رفيقيم
    اين قضيه بختك هم ربطي به اجنه ندارد
    بي خودي بحث رو سياسي نكنيد
    قضيه اينكه مغز در هنگام خواب پيامي به اعضاي بدن مي فرستد مبني بر عدم تحرك
    چرا
    چونكه هنگام خواب ديدن شروع نكنيد به راه رفتن و دست و پا زدن
    حالا اگر بين پيام فعال سازي مغز و هشياري شما وقفه اي بيفتد
    شما احساس ناتواني مي كنيد
    هنوز پزشكان نفهميده اند چرا
    —————–
    سلام. بحث من البته ذهنی بود نه عینی. در این صورت شما می توانید هر جوری که دلتان خواست بختک را تفسیر کنید. اما در کل قربون آدم چیز فهم

  5. Hasht می گوید:

    دقیقا نمی دانم بختک چیست چون تا به حال گرفتارش نشده ام اما نام علمی اش فلج خواب است گویا . رویا هم نمی بینم ! فقط کابوس می بینم …
    این جن احتمالا مو قرمز ، حتما چیزی شبیه خفاش است و از خواب آلودگی سو استفاده می کند و انرژی را از دورن استخوان ها هورت می کشد و در می رود .
    اگر رویا دیدم و بعد بختک آمد سراغم ، یخه یا یقه اش را می گیرم و با آجر می کوبم توی سرش تا دیگر هوس نکند انرژی سبز-آبی مرا از دورن استخوان هایم هورت بکشد و در برود . سر فرصت هم باید یک آجر بذارم کنار بالشم .
    ——–

    آن تحلیل دوست مان که دوره ی جولان دادن بختک ها از فاصله ی هشیاری است تا پیام آزادی عضلات توسط مغز (آن هم به شرط اینکه دومی پس ار اولی رخ دهد) تحلیل خوبی است. دیگر آنکه اگر گرفتار بختک نشده ای که کلی ضرر کرده ای. اساسن این چیزها به زندگی معنی می دهند. این جن موقرمز هم به روایت رویای من همکلاسی مادرم بوده ولی خودش را به همگی بچه های آن دوران از جمله مامان من آدمیزاد معرفی می کرده. چیزی که در خواب دیدم و یادم رفت در این پست تعریف کنم این بود: عکس سیاه و سفید بود. همه تویش نشسته بودند فقط یکی از شاگردان موهایش قرمز افتاده بود. توی عکس سیاه و سفید! حالا شاید انرژی سبز و آبی شما را می خواسته با قرمز موهایش ترکیب کند که دوباره بشود سیاه و سفید.

  6. از زندگی می گوید:

    سلام نیمای عزیز
    این پست رو که خوندم یاد این پست خودم افتادم. من هم دچار بختک شده بودم :
    http://www.ahmadnia.net/blog/archives/2006/10/809.php

    ——————

    خانوم دکتر جون
    شما هم نوشتید که درست قبل از بیداری دچار بختک شده اید
    به این ترتیب به نظر می رسه که تحلیل خانم مستانه درست باشه
    یعنی بختک ها درست قبل از بیداری می آن
    در فاصله ی بین هوشیاری و پیام آزادسازی مغز
    🙂

  7. farzad می گوید:

    bakhtak vojod darad vali jen nist.chon man khodam dargire in ghaziye hastam

  8. tt می گوید:

    علت ايجاد ” بختك ”
    به طور يقين مي توان گفت ؛ كه فلج خواب در اثر ناهنجاري مغزي ايجاد مي شود كه در آن مكانيسمهاي عصبي، در زماني نامناسب فعال شده اند.
    خواب چنين افرادي به جاي آنكه با امواج آهسته مغزي ( آلفا) آغاز شود مستقيما وارد مرحله عميق مي شود و اين بدين معناست كه فرد مبتلا به فلج خواب، خواب سبك يا به اصطلاح چرت زدن را تجربه نمي كند.
    فلج خواب يك اختلال ژنتيكي است و تقريبا كليه افراد مبتلا داراي ماده ويژه اي در خون به نام HLA-DR2 هستند. در ضمن فلج خواب هيچ عارضه جسمي ايجاد نكرده و با اضطراب و استرس تشديد مي شود.
    لازم به ذكر است عارضه مذكوربا داروهايي از قبيل ايمي پيرامين و آمفتامينها به طور موفقيت آميزي درمان مي شود.

    —–

    عزیز جان، جن ها با ایمی پرامین دفع نمی شوند. جادو و جنبل لازم است

  9. علی می گوید:

    در موضوع شماره 10 این وبلاگ مطلب رازگشائی درباره ی بختک آمده

  10. همان بالائی می گوید:

    نشانی وبلاگ
    http://www.kashmiri.blogfa.com

  11. rosa می گوید:

    mataleb kheili jame o ali bud.be nazare man in mozu kheili jalebe va behtare ke har che bishtar behesh pardakhte beshe.

    ——

    بله
    اوهوم
    البته

  12. رضا می گوید:

    تجربه ی من همراه با یه تونل سیاه بود . که با سرعت نور توش حرکت میکردم .هم نمی تونستم بذنم رو حرکت بدم هم توی اتاقم بوذم هم توی تونل مرگ

    —–

    هوم

  13. مهسا... می گوید:

    بختک چیست ؟

    بر خلاف عقاید متداول این پدیده که به نام بختک در بین مردم شناخته میشود چیزی نیست جز دیدن جسم بوسیله چشم اختری مربوط به کالبد اختری (قبلا توضیح داده شده) هنگامی که کالبد اختری که در هنگام خواب برای دریافت انرژی کیهانی از جسم جدا میشود گاهی در هنگام بازگشت به جسم دچار حالتی میشود که شخص در حالتی نیمه هوشیار قرار میگیرد و احساس قرار گرفتن جسم سنگینی روی سینه خود را پیدا میکند این وضعیت به هیچ وجه خطرناک یا نگران کننده نیست و شما براحتی میتوانید با تمرکز بر انگشتان شست پا و سعی در حرکت آنها از این وضعیت خارج شوید

  14. behzad می گوید:

    بختک چیه؟به عقیده من بهتره بگم تجربه بختک یه جور موجود هستش
    خفتوک, از بچگی با این اسم میشناسمش
    وقتی که من دچارش میشم سعی میکنم با جیغ زدن اطرافیامو خبر کنم تا بیدارم کنن البته اینقدر سینه ام سنگین هستش که فقط میتونم یه صدای خفه ای از خودم در بیارم و اگه هم کسی متوجه نشه یا اصلا کسی نباشه بعد از چند دقیقه بیدار میشم ولی خیلی بهم بد میگذره
    فرقی نمیکنه که چجوری خوابیده باشمم به پشت یا به بغل یا اصلا صورتم هم رو بالش با شه اون کار خودشو میکنه
    هفته پیش وقتی که دچارش شده بودم یا به اصطلاح افتاده بود روم من به طرز وحشتناکی جیغ کشیدم چنتا جیغ خیلی بلند کشیدم طوری که گلوم تا صبح درد میکرد خیلی برام عجیب بود تا حالا اینجوری نشده بودم
    چرا میگم بختک یه جور موجوده؟ توضیح میدم:
    موضوعی که اخیرا در این رابطه کشف کردم اینه که بختک مثل جن بعضی جاها هست و بعضی جاها نیست در مورد من تو شهر هر سه ماه یکبار هم ممکنه سراغم نیاد ولی تو روستا هر لحظه ای که بخوابم بدون استثنا میاد سراغم مگه اینگه وقتی خوابم دو نفر کنارم در حال صحبت کردن باشن شاید باورتون نشه ولی تو این روستایی که صحبتش را می کنم ممکن نیست بخوابم و بختک سراغم نیاد
    دلیل دیگه که میگم بختک یه موجود هست اینه که من تو بیداری هم احساسش میکنم یعنی قبل از اینکه بخوابم توی رخت خواب میاد سراغم و در حالی که من کاملا بیدارم و قیل از اینکه دچارش بشم احساسش میکنم به اینصورت که احساس میکنم یه چیزی داره کم کم تمام بدنم را احاطه میکنه
    و بعد اینکه گاهی اوقات یه بختک سمج بعد ازینکه بیدار میشم به محض اینکه چشمامو میبندم در هر حالتی که باشم مجدد منو میگیره
    یه موضوع دیگه اینه که فقط رو بعضیها میفته مثل من بدبخت
    دلایل دیگه ای هم هست که فرصتش نیست بنویسمشون
    دوستان اگه کسی در مورد خروج از بدن چیزی میدونه برام توضیح بده من موقعی که دچار بختک میشم بعضی وقتا اینجوری میشم و راجبش هیچی نمیدونم
    ممنون میشم اگه کسی برام بگه
    kahkaan@yahoo.com

  15. ناشناس می گوید:

    من هرشب چندبار دچار بختك ميشم

  16. اسماعیل می گوید:

    سلام من هم دیشب دچار بختک شدم درصورتی که چندین سال بود که این طور نشده بودم قبلا وقتی دچار میشدم بادهای تندی از اطراف من میوزید ولی اینبار این طور نبود و فقط سنکینی حس کردم ..
    دلیل واقعی آن را نمیدانم که برای چی دچار بختک میشویم اگر کسی می داند به ما بگه

    torani00@walla.com

  17. مجيد می گوید:

    منم ديشب دچاربختك شدم تجربه تلخي بود

    —————

    سخت نگیری می تونه خوب باشه
    هیجان لازمه برای زندگی مجید جان

  18. مجيد می گوید:

    من دوست دارم بدونم علت اينكه بختك سراغ ادم مياد چيه

    ———

    خستگی
    استرس
    این جور چیزا
    بعضی وقت ها هم حال میده

    به هر حال شاید نشونه ی خوبی نباشه. بد نیست آدم به دکتر بگه اگه زیاد پیش می آد

  19. حسن می گوید:

    كمكم كنيد

  20. محمد حسين می گوید:

    اقا بد چيزيه با صداي شديد در مغز كه مرا تا سر حد مرگ مي برد

  21. رضا می گوید:

    من 2 ساله که دچاراین مشکلم.هر دفعه هم از دفعه قبل واقعی تر.اولش کلی سروصدا میشنوم و بعدش صدای سوت شدیدی و بعدش هم فلج میشم.همین دیشب من از عقب گرفته بود و رها نمیکرد و باد نفسش به گلوم میخورد. صبح که بیدار شدم گلوم کبود بود.اگه میشه یه راه حل بدید.

  22. ناشناس می گوید:

    سلام دوستان من هم 2 سالی میشه گرفتار این موجود لعنتی هستم و تلخ ترین لحظات زندگیم هم همینه ولی من یه راه حل براش پیدا کردم اونم مصرف کپسول امگا 3 هست درضمن کپسولای آیرونرم هم میتونه مفید باشه.

پیام بگذارید: