مارس 18 2016

كرگدن

Category: ادبی,شوخیadmin @ 7:14 ق.ظ

آخرش هیچ وقت نفهمیدم که کتاب «کرگدن» اوژن یونسکو را خوانده ام یا نه. از طرفی یادم هست که در دوره ی نوجوانی برای سال ها از کتاب هایی بود که همه تعریف اش را می کردند و اسمش این طرف و آن طرف بود اما هیچ وقت فرصت دست نداده بود که بخوانم. و از طرف دیگر هم یک خاطره ای در ذهنم هست که بلاخره یک روز کتابی از «اوژن یونسکو» به نام کرگدن خواندم که کتاب لوس و بی مزه ای بود در حدی که حتا یادم نیست راجع به چه چیزی بود و یا این که تا چه حد بی مزه بود. خلاصه عجیب بود این همه تعریف و آخرش آن کتاب بی خاصیت. شاید هم این ماجرای خواندنِ کتاب بی مزه را خواب دیده ام. شاید هم خوانده ام اما آن همه تعریف های قدیمی که یادم هست غیر واقعی بوده و اهمیت این کتاب نزد دیگران توی ذهن من اغراق شده. این هم ممکن است که کرگدن واقعن کتاب مزخرفی بوده و هیچ کس هم تعریف نکرده و من هم به همین دلیل که کسی تعریف نکرده خوب طبعن نخوانده ام و این ماجرا در کُل توهم بوده. هر وقت هم به یاد این ماجرا می افتم حس دژاوو به من دست می دهد که گویا پیشتر هم بارها به این فکر افتاده ام. الان هم فکر می کنم که قبلن بارها توی همین اتاق همین پست را نوشته ام و باز معلوم نشده که این کتاب را خوانده ام یا این که ارزش خواندن دارد یا نه. فقط همین یادم هست که کتابش سفید بود با یک کرگدن رنگی. جهت اش هم از راست به چپ بود. شاید هم کرگدن نبوده و اتوبوس بوده که البته چون درش دیده نمی شد و جهت اش از راست به چپ بود پس در انگلستان نمی توانسته باشد چون آن وقت درش می افتاد طرف ما روی جلد و دیده می شد. این آخری هر چه باشد معقول تر و محتمل تر از این است که اوژن یونسکو کتابی راجع به یک اتوبوس بی در نوشته باشد آن هم در انگلیس که دَر این همه مهم است. یا شاید آنجا آلمان بود که در مهم است و کتاب در مورد اتوبوس نبوده و واقعن در مورد کرگدن بوده. گمان کنم آخرش هم معلوم نخواهد شد که این کتاب کرگدن خوانده شده یا بلاخره ارزش خوانده شدن دارد یا نه. ولی یک چیزی روشن است. آن هم این که شما این پست را تا آخرش خواندی. دست کم همین آخرش را خواندی پس نروی بعدها بنویسی یادم نیست پستی راجع به کرگدن را خواندم یا این ها همه اش توهم بوده.

پیام بگذارید: