ژوئن 06 2008

بوی آدمیزاد، با تمِِ چوب

Category: پراکندهadmin @ 2:21 ق.ظ

بوی آدمیزاد را از توکا خواندم و یاد حال و هوای شوکا درماندم که ماندم. دل ام یک نفس گرفت. دو بازدم بعدتر تنگ شد.

نیک ایده ی پرداخته در آن که رفتارهای انسانی را با بوها حس آمیزی کرده. برداشت کردم که دروغ های عطرفروش نه در کافه ی خواستنی ما که در همان حوالی، در بوتیکِ طرف متساعد شده باشد. گر چه، خوب یادم هست؛ آنجا هم از این بوها کم نبود. فقط ته نشین شده بود و رفته بود لای لایه های چندگانه ی شخصیتی آدم ها جا خوش کرده بود. شاید می شناختم آدم هایی را، یک در میان، که کافی بود یقه ی کت شان را بتکانند تا بوی نشست کرده برخیزد و پیچ بخورد و گم شود میان امواج دود. ولی در عین پیچیدگی شاید همین سادگی آدم ها بود، با یک تمِ چوبی، که آدم را به آنجا می کشید. هنوز هم می کشد. از پسِ… بگذار ببینم… چهارهزار و چهارصد و چهل و چهار کیلومتر و شاید هم چند قدمی بیشتر.

7 پیام برای “بوی آدمیزاد، با تمِِ چوب”

  1. خرچنگ زاده می گوید:

    موبایلت چرا جواب نمیده؟ زنگ زدم نبودی

    —–

    اگر اون قبلی رو گرفتی که بهاره برده فرانسه
    اینو بگیر
    004748357347

  2. زیتون می گوید:

    گاهی آدم بوی خودش را نمی‌شنود(استشمام نمی‌نماید) برای توکا نیستانی تا به حال دو بار پیغام گذاشته‌ام. پیغام‌های معمولی . و هیچ‌کدام را منتشر نکرده:)
    و درست همین اتفاق برای وبلاگ منیرو روانی پور افتاد.
    بوی ریا و تبعیض شدیدا به دماغم رسید 🙂

    ——-

    البته زیتون جان
    اگر بخواهیم منصف باشیم که من هم بلاخره شوکایی بودم. سخت است که آدم بوی خودش را بفهمد
    چیزی که در نوشته ی توکا برای ام جالب بود لحن ارزشی اش بود که به راحتی توافق کرده بود که دروغ و ریا و … بد است و صداقت و گل و بلبل خوب. البته من دقیقن چنین تئوری ای دارم ولی نکته در این جا است که جو شوکا کاملن ارزش های برعکسی را القا می کرد. بیشتر آدم ها این را ادبیات دختربچگانه می پنداشتند و سعی می کردند تا جای ممکن پیچیده و خفن باشند. یعنی کاریزمای محیط این را القا می کرد. می گویم بیشتر آدم ها چون “کسخل استار” های واقعی هم می دیدی یونیک در نوع خود و انواع همسایه!

    در مورد کامنت البته حق با شما است. ولی گاهی ممکن است مشکل فنی هم باشد. به هر حال بوی Packet Loss و Routing Error دلنشین تر از ریا و تبعیض است و آدم هم باید که خوشبین باشد که خوشتر بگذراند 😉

  3. خيلي دور خيلي نزديک می گوید:

    دقت به يک همين کامنت یعنی جواب توكا در ذيل كامنت کافی ست که شخصیت شوکایی برملا شود…صد رحمت به دختر بچه ها

    نویسنده: استاد کارتون
    سه شنبه 14 خرداد1387 ساعت: 19:44
    وارد بازی شدید.خود دوخته وبریده ایدو مخاطبین شما البته منصفتر از آن بودند که تصور میکردم اما من مثل شما عجول نیستم . با حوصله و خیلی دقیقتراز شما هستم و مستنداتم را کاملتر میکنم تا مردم با شما آشنا شوند. آدم خیر خواهی هستم فقط باید در مورد جنابعالی استثنا قائل می شوم. خیلی به خودتان امیدوار نباشید.دقیقا ده روز بعد به سایت … کارتون و دیگر سایتها در زمینه کارتون چه فارسی و انگلیسی یا حتی ترکی سر بزنید بد نخواهد بود.

    (معلوم بود که وارد بازی می شوم و صد البته مخاطبین من کمتر از قشر فرهیخته ی کاریکاتوریست ها و بیشتر از همان روشنفکران دستمال به گردنی هستند که اشاره کردید و برای همین هم منصف تر از آنی هستند که تصور می کردید. از آدم با حوصله و دقیق بعید است جمله ی بی معنایی مثل “آدم دقیقی هستم فقط باید در مورد جنابعالی استثنا قائل می شوم” بنویسد لطفاً از حوصله و دقت خود برای ترجمه ی این جمله بهره ببرید تا بیشتر مستفیض شویم و بعد این که بهتر است مستنداتت خیلی کامل باشد چون یکی از همین مخاطبین منصف این صفحه وکیل من است و کافی است گوشه ی مستنداتت کمی بلنگد تا آویزانت کند! اگر جای تو بودم به نصیحت مردم مشفق گوش می کردم و بی خیال می شدم اما بی صبرانه گذشت این ده روز را انتظار می کشم تا ببینم چه می کنی آن وقت قول می دهم خاطره ای برایت بیافرینم که حتی آن مرحومه که “مخزن” خاطرات بود نظیرش را در مخزنش ندیده باشد.)

    —————————————————

    عزیزم من را از قضاوت درباره ی شخص توکا معاف کن

    همان طور گذری آنجا دیده ام اش و فقط کارهایش را دوست دارم. شخصیت اش می تواند از بهترین تا هر چیز دیگر باشد و من اطلاعی ندارم

    اما شوکا

    شوکا جو چندفرهنگی دارد عین پاریس. باور کن شوخی نمی کنم. (نانا گیر ندی ها. منظورم پاریس از منظر چشم جهان سومی ها است). به نظر من همان طور که مور و ملخ ریخته اند در این شهر و می لولند توی هم و رفتارهای عجیب و غریب ساطح می کنند و کلونی های خود را دارند و گاه به گاه در کنار شکوفایی خلاقیت شان تازه به دوران رسیدگی و افاده و ویژگی هایی از این دست را از خود نشان می دهند، در شوکا هم در یک پیچیدگی بسیار کمت و برای عده ی بسیار کم شمار تر همین اتفاق می افتد

    جریان این است که الگوی زندگی غربی را می خواهیم کپی کنیم بدون آن که ظرافت هایش را و ارزش های اخلاقی اش را برداریم. تقصیری هم نداریم. یادمان نداده اند. همه چیز هم بسته است. برمبنای مشاهدات ام پای این مقایسه می ایستم
    رقیق شده است ولی کارکرد آدم ها و واکنش های شان همان است که گفتم

    اعتراف می کنم تا پیش از اینکه به غرب بیایم قدرت درک این پیچیدگی های حقیقی که لازمه ی آن “لایف استایل” است را نداشتم. هنوز هم ندارم و فقط دست ام آمده یک چیزهایی هست. این جامعه ارزش های هولناکی دارد که باید آدم دیگری شوی تا بتوانی بپذیری اش. سخت است و اصلن خوش نمی گذرد. ما ایرانی ها هم که همیشه آسان ترین راه را انتخاب می کنیم. نمونه اش هم شوکا و ملت کمابیش غربزده ای که عین گربه دور دم خود می چرخند

    حالا دیدی پاریس آدم ها را گه بار می آورد. خوب چرا شوکا نیاورد؟ پدیده ی عجیب و جالبی است و آدم هم با آدم می تواند فرق داشته باشد. من که عاشق اش هستم

  4. خيلي دور خيلي نزديک می گوید:

    بسيار ممنونم از پاسختان. به گمانم به عمد ساطع را ساطح نوشته ايد

    🙂

  5. خيلي دور خيلي نزديک می گوید:

    همانطور كه تفسير را هم تفصير نوشته ايد

    🙂 🙂 🙂 🙂

    ——

    درصته

  6. خيلي دور خيلي نزديک می گوید:

    آقای عزیز یکی دیگر از اشتباهات ما ایرانی‌ها در این‌ است که در لفظ و لفافه می ‌خواهیم نظرمان را تا حد ممکن و با کم‌ترین هزینه‌ی بازخوردی بیان کنیم.البته اگر بخواهیم بیان کنیم که معمولاً این ترجیح را می‌گذاریم در خفا و زمانی ‌که موقعیت دیالوگ برقرار نباشد و تازه‌ش هم اگر باشد چه ضمانتی ‌ست که طرف مقابل حسن ظنی به هرگونه دیالوگی داشته باشد و متوهم نباشد؟ می‌بینید؟ شما هم تا من یک جمله نظرم را صریح می‌کنم دست‌ پاچه می‌ گویید:
    «عزیزم من را از قضاوت درباره ی شخص توکا معاف کن» اگرچه گویا بیشتر دوست می‌ دارید با کم‌ترین هزینه و یا دردسری به دست‌مال روی پیشانی ابدا فکر هم نکنید.

    ———–

    من نظرم رو در مورد چیزی که مطمئن بودم صریح گفتم
    در مورد آدمی که اطلاعی ازش ندارم چرا باید نظر شما رو تایید یا تکذیب کنم
    من تعارفی با کسی ندارم. از توکا هم در اون حد شناخت ندارم که با کامنت شما و حتا کامنت زیتون همدردی کنم
    دوست دارید اینجا بشه محل زیراب زنی اشخاص حقیقی؟

  7. خيلی دور خيلی نزديک می گوید:

    ابدا همچين قصدی ندارم…باور بفرماييد اصلا صورت خوشی ندارد كه می نويسيد:

    از توکا هم در اون حد شناخت ندارم که با کامنت شما و حتا کامنت زیتون همدردی کنم…

    كسي از هم دردی مگر چيزی نوشت؟

    باز هم از حس نظرتان سپاس گزارم…خوش وقتم از آشنايي با شما…گه گاه جسارت كرده

    نظر خود را درباره برخی نوشته هاتان ساطح خواهم كرد

    🙂

    باز هم ممنون.

    ———-

    ساطح بفرمایید قربان 🙂

    بی شک از دریافت چنین نظراتی خوشحال می شوم و متاسف ام که منظور شما را درست متوجه نشدم

پیام بگذارید: